تبليغاتX
گیلانک
بهار زیبا" مزرعه برنج در شهر اطاقور چهارشنبه ششم خرداد 1388 17:59
نوشته شده توسط مهدوی لنگرودی  | لینک ثابت |

 

فاطمه زهرا عليهاالسلام انسانى است ملكوتى و جبروتى و لاهوتى صفات. و اوست كه ميزان تام انسانيت و الگوى كامل آدميت است و اوست كه ام ابيها و ام الائمه است و بايد بسيار قدر بدانيم

  

  

فاطمه، فاطمه است

فرصت را غنیمت دانستم تا به مناسبت ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا ، نگارشی را در موضوع سیره سیاسی ایشان بنمایم و ابتدای این مقال کلامم را با سخنانی از دکتر شریعتی در کتاب فاطمه فاطمه است آغاز می کنم :

" این است که همه جا در تاریخ ملت ‌های مسلمان و توده‌های محروم در امت اسلامی، فاطمه منبع الهام آزادی و حق‌خواهی و عدالت‌طلبی و مبارزه با ستم و قساوت و تبعیض بوده است."

از شخصیت فاطمه سخن گفتن بسیار دشوار است. فاطمه، یک " زن " بود، آن‌ چنان که اسلام می‌خواهد که زن باشد. تصویر سیمای او را پیامبر خود رسم کرده بود و او را در کوره‌های سختی و فقر و مبارزه و آموزش‌های عمیق و شگفت انسانی خویش پرورده و ناب ساخته بود. .

وی در همه‌ ابعاد گوناگون زن بودن نمونه شده بود.

مظهر یک دختر، در برابر پدرش.
مظهر یک همسر در برابر شویش.
مظهر یک " زن مبارز و مسئول " در برابر زمانش و سرنوشت جامعه‌ اش.
وی خود یک “ امام ” است، یعنی یک نمونه مثالی، یک تیپ ایده‌آل برای زن، یک " اسوه " ، یک شاهد برای هر زنی که می‌خواهد " شدن خویش " را خود انتخاب کند. 
در میان همه جلوه‌های خیره کننده‌ روح بزرگ فاطمه، آنچه بیشتر از همه برای من شگفت‌انگیز است این است که فاطمه همسفر و همگام و هم‌ پرواز روح عظیم علی است نمی‌دانم از او چه بگویم؟ چگونه بگویم؟

 

 

نوشته شده توسط مهدوی لنگرودی  | لینک ثابت |

 

تاریخچه چای در ایران(گیلان ومازندران) و جهان

تحقیقات نشان می دهد که بوته چای را در حدود سه هزار سال قبل از میلاد مسیح در چین می شناختند . گیاه چای و واریته های آن به حالت وحشی در شمال هند در ناحیه ای به نام آسام و مناطقی مانند تونیکین و لائوس می رویید. هم اکنون کشت این گیاه در کشور های چین ، هندوستان ، ژاپن ، سیلان ، جاوه ، برزیل ، نواحی شمالی ایران و ... و بسیاری از کشورهای اروپایی رواج دارد.

از نظر کاشت و مصرف چای ، چین اولین محلی است که این گیاه در آنجا در حدود 270 سال قبل از میلاد مسیح کشت شده و به مصرف می رسیده است ، مردم ایالات شان (shan ) و برمه از برگ چای استفاده می کردند.

آنگاه پس از آن به سایر کشورها منتقل شده است . هم اکنون کشت چای از مدار 42 درجه عرض شمالی تا 33 درجه عرض جنوبی رواج دارد . از نظر گیاهشناسی و جغرافیایی ، دانشمندان طبق بررسی ها و تحقیقات انجام شده ، مکان درختان وحشی چای را در ناحیه ای بین یونان ( یکی از ایالات جنوبی چین ) و شمال هندوچین و بیرمانی و شمال شرقی هندوستان تعیین نموده اند .

کشت چای از دوره یانگ تسه آغاز گردید و سپس از آنجا به طرف سواحل اقیانوس آرام و آنگاه به طرف جزایر ژآپن کشیده شده است ، پس از آن نیز از سمت جنوب و غرب کشت چای توسعه یافته و سپس به هندوستان ، هندوچین و جزایر اندونزی رسیده است . بنا براین چا ی دارای دو محور انتشار بوده است ، یکی غربی – شرقی از آسام به چین و دیگری جنوبی – شرقی از شهر یان نان (yun nan ) چین تا منطقه کوچین چین (cochin – chin ) تا مدتها کشت و نولید چای تنها به کشور چین اختصاص داشت و دیگر کشورها از وجود این گیاه و مصارف آن اطلاع چندانی نداشتند . در زمانهای بسیار قدیم کاهن های بودایی برای خواندن دعای بیشتر و درمان بیماریها از چای به عنوان یک عامل تقلیل دهنده خواب استفاده می کردند که البته کشت اولیه چای نیز در این معابد انجام گرفته است.

هزاران سال پیش کشاورزان چینی ، برگهای چای را که به صورت وحشی می رویید می چیدند و پس از پلاس کردن در معرض نور آفتاب و مالش دادن آن توسط دست آن را به وسیله حرارت آفتاب و یا ذغال خشک می کردند ، سپس از آن استفاده می نمودند. در مورد مصرف اولیه چای در ژاپن افسانه ای وجود دارد بدین صورت که ، کشیشی به نام بودهیدهارما (bodhidharma ) در هنگام مراجعت از چین به ژاپن خواب بر او غلبه کرد، پس از بیدار شدن برای تنبیه خود مژه های خود را کند و بر روی زمین ریخت ، این مژه ها در خاک ریشه داد و تبدیل به دررخت چای شد ، از آن به بعد برای مبارزه با خواب از این گیاه استفاده نمودند.

همانطوری که بیان گردید ، این گیاه پس از ژاپن به نواحی دیگر آسیا از قبیل اندونزی ، هندوستان ، سیلان ، پاکستان و .... منتقل شد ، آنگاه از حدود قرن پانزده کشت چای در اروپا نیز رواج یافت به طوری که در کشورهایی نظیر انگلستان ، فرانسه ، هلند ، آلمان ، کشورهای متحده آمریکای شمالی و روسیه کشت و تولید چای در کشورهای مشترک المنافع ( شوروی سابق ) از سال 1893 آغاز گردید ، در این سال اولین بوته های چای در آذربایجان کشت گردید . در این سالها توسط یکی از مالکان لنکران به نام (( م.او.نووسیلف )) بیش از دو هزار بوته چای کاشته شد. در حال حاضر مزارع چای این کشور در حدود 6 هزار هکتار می باشد.

هم اکنون به مختصری در مورد تاریخچه کشت چای در ایران می پردازیم .
از اوایل قرن بیستم چایکاری در کشورهای ایران و ترکیه آغاز گردید. قبل از سال 1280 هجری شمسی ، کشت چای در ایران رواج نداشت و ایرانیان قدیم به جای چای ، قهوه می نوشیدند. به همین دلیل چایخانه های امروزی همان نام سنتی خود یعنی قهوه خانه را حفظ کردند . در سال 1280 هجری شمسی مطابق با سال 1901 میلادی به علت علاقه دولت وقت ایران به کشت چای در کشور به مرحوم شاهزاده حاج محمد میرزا کاشف السلطنه چایکار که در آن زمان ژنرال کنسول ایران در هند بود ماموریت داده شد تا چگونگی کشت و کار چای و اصول چایسازی را بیاموزد. مرحوم چایکار پس ازمدتها کار و تلاش روی مزارع چای در هند ( حدود یکسال و نیم ) موفق شد اصول و فنون چایکاری را بیاموزد. پس از آن با موافقت دولت وقت هند دو هزار نهال را به ایران آورد بعد از مدتها تلاش و تحقیق و بررسی بهترین محل کشت آن را شهرستان لاهیجان ( یکی از شهرهای استان گیلان ) شناخت . پس از آن ، مرحوم چایکار با مشقات زیاد قطعه زمینی به مساحت حدود شش جریب در اطراف لاهیجان و همچنین مقداری زمین در اطراف تنکابن یافت و شروع به کشت چای در این دو قطعه اراضی شد که خوشبختانه از آنها چای معطر به دست آورد.

مرحوم چایکار اولین شخصی بود که در ایران به کاشت این گیاه و تهیه چای خشک اقدام نمود. مرحوم چایکار بار دیگر در سن 65 سالگی عازم هند و چین ژاپن شد و متخصصینی به نام های (( دیلونگزی )) ، (( فونچین )) ، و (( موچین )) را به استخدام دولت ایران در آورد تا چایکاری و چایسازی را به ایرانیان بیاموزند ولی متاسفانه ، کاشف السلطنه در مراجعت از این سفر در سال 1308 هجری شمسی روز دوشنبه 31 فروردین ماه در کتل (ملوت ) در نزدیکی بوشهر با اتومبیل شخصی خود به دره پرت شد و دار فانی را وداع گفت.

هم اکنون آرامگاه این مرد میهن دوست و خدمتگذار ملت ایران که در اکثر عمر، خود را صرف کشت چای و ترویج آن در ایران نمود و بالاخره جان خود را نیز در این راه از دست داد. بنا به وصیت خود در شهر لاهیجان در روی تپه ای به مساحت هزار متر مربع در قسمت جنوب غربی لاهیجان که خود آن را خریداری کرده بود واقع شده است. علاقه مندان به مطالعه بیشتر در زمینه زندگینامه این مرد بزرگ و دلسوز و تلاش های او در زمینه کشت و توسعه صنعت چای در ایران می توانند به کتابی تحت عنوان کاشف السلطنه ( چایکار ) پدر چای ایران که اخیرا توسط نوه کاشف السلطنه خانم ثریا کاظمی تالیف و به چاپ رسیده است مراجعه نمایند.
پس از کشت چای در لاهیجان، کشت این گیاه در سایر شهرهای شمالی از قبیل لنگرود، سیاهکل، املش، رودسر، تنکابن، رامسر، و برخی از شهر های دیگر شمالی رواج یافت.

در سال 1309 سطح زیر کشت چای به صد هکتار رسید و در این سال اولین باغ کشاورزی در تنکابن تاسیس گردید . سپس در سال 1330 سطح زیر کشت آن به 10281 هکتار رسید.

 

 

نوشته شده توسط مهدوی لنگرودی  | لینک ثابت |

  خاطرات دکتر حسابی

انیشتین سر سفره هفت سین دکتر حسابی

 

 

در زمان تدریس در دانشگاه پرینستون دکتر حسابی تصمیم می گیرند سفره ی هفت سینی برای انیشتین و جمعی از بزرگترین دانشمندان دنیا از جمله "بور"، "فرمی"، "شوریندگر" و "دیراگ" و دیگر استادان دانشگاه بچینند و ایشان را برای سال نو دعوت کنند. آقای دکتر خودشان کارتهای دعوت را طراحی می کنند و حاشیه ی آن را با گل های نیلوفر که زیر ستون های تخت جمشید هست تزئین می کنند و منشا و مفهوم این گلها را هم توضیح می دهند. چون می دانستند وقتی ریشه مشخص شود برای طرف مقابل دلدادگی ایجاد می کند. دکتر می گفت: " برای همه کارت دعوت فرستادم و چون می دانستم انیشتین بدون ویالونش جایی نمی رود تاکید کردم که سازش را هم با خود بیاورد.
 

 همه سر وقت آمدند اما انیشتین 20دقیقه دیرتر آمد و گفت چون خواهرم را خیلی دوست دارم خواستم او هم جشن سال نو ایرانیان را ببیند. من فورا یک شمع به شمع های روشن اضافه کردم و برای انیشتین توضیح دادم که ما در آغاز سال نو به تعداد اعضای خانواده شمع روشن می کنیم و این شمع را هم برای خواهر شما اضافه کردم. به هر حال بعد از یک سری صحبت های عمومی انیشتین از من خواست که با دمیدن و خاموش کردن شمع ها جشن را شروع کنم. من در پاسخ او گفتم : ایرانی ها در طول تمدن 10هزار ساله شان حرمت نور و روشنایی را نگه داشته اند و از آن پاسداری کرده اند. برای ما ایرانی ها شمع نماد زندگیست و ما معتقدیم که زندگی در دست خداست و تنها او می تواند این شعله را خاموش کند یا روشن نگه دارد."

آقای دکتر می خواست اتصال به این تمدن را حفظ کند و می گفت بعدها انیشتین به من گفت:   " وقتی برمی گشتیم به خواهرم گفتم حالا می فهمم معنی یک تمدن 10هزارساله چیست. ما برای کریسمس به جنگل می رویم درخت قطع می کنیم و بعد با گلهای مصنوعی آن را زینت می دهیم اما وقتی از جشن سال نو ایرانی ها برمی گردیم همه درختها سبزند و در کنار خیابان گل و سبزه روییده است."

بالاخره آقای دکتر جشن نوروز را با خواندن دعای تحویل سال آغاز می کنند و بعد این دعا را تحلیل و تفسیر می کنند. به گفته ی ایشان همه در آن جلسه از معانی این دعا و معانی ارزشمندی که در تعالیم مذهبی ماست شگفت زده شده بودند. بعد با شیرینی های محلی از مهمانان پذیرایی می کنند و کوک ویلون انیشتین را عوض می کنند و یک آهنگ ایرانی می نوازند. همه از این آوا متعجب می شوند و از آقای دکتر توضیح می خواهند. ایشان می گویند موسیقی ایرانی یک فلسفه، یک طرز تفکر و بیان امید و آرزوست. انیشتین از آقای دکتر می خواهند که قطعه ی دیگری بنوازند. پس از پایان این قطعه که عمدأ بلندتر انتخاب شده بود انیشتین که چشمهایش را بسته بود چشم هایش را باز کرد و گفت" دقیقا من هم همین را برداشت کردم و بعد بلند شد تا سفره هفت سین را ببیند.

آقای دکتر تمام وسایل آزمایشگاه فیزیک را که نام آنها با "س" شروع می شد توی سفره چیده بود و یک تکه چمن هم از باغبان دانشگاه پرینستون گرفته بود. بعد توضیح می دهد که این در واقع هفت چین یعنی 7 انتخاب بوده است. تنها سبزه با "س" شروع می شود به نشانه ی رویش. ماهی با "م" به نشانه ی جنبش، آینه با "آ" به نشانه ی یکرنگی، شمع با "ش" به نشانه ی فروغ زندگی و ... همه متعجب می شوند و انیشتین می گوید آداب و سنن شما چه چیزهایی را از دوستی، احترام و حقوق بشر و حفظ محیط زیست به شما یاد می دهد. آن هم در زمانی که دنیا هنوز این حرفها را نمی زد و نخبگانی مثل انیشتین، بور، فرمی و دیراک این مفاهیم عمیق را درک می کردند.

 

 

 بعد یک کاسه آب روی میز گذاشته بودند و یک نارنج داخل آب قرار داده بودند. آقای دکتر برای مهمانان توضیح می دهند که این کاسه 10هزارسال قدمت دارد. آب نشانه ی فضاست و نارنج نشانه ی کره ی زمین است و این بیانگر تعلیق کره زمین در فضاست. انیشتین رنگش می پرد عقب عقب می رود و روی صندلی می افتد و حالش بد می شود. از او می پرسند که چه اتفاقی افتاده؟ می گوید : "ما در مملکت خودمان 200 سال پیش دانشمندی داشتیم که وقتی این حرف را زد کلیسا او را به مرگ محکوم کرد اما شما از 10هزار سال پیش این مطلب را به زیبایی به فرزندانتان آموزش می دهید. علم شما کجا و علم ما کجا؟!"

خیلی جالب است که آدم به بهانه ی نوروز، فرهنگ و اعتبار ملی خودش را به جهانیان معرفی کند.

 

خاطرات مهندس ایرج حسابی

 

نوشته شده توسط مهدوی لنگرودی  | لینک ثابت |

جشنواره شعر موسیقی گیلکی در شهر قدس پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387 23:7

بنفشه گل؛ همان گلي است با شكوفا شدنش نويد آمدن بهار را مي دهد، همانطور كه از نامش پيدا است ،پيام آور شادي،  شور، نشاط ، محبت، ونويد بهاراست.

جشنواره مردمي شعر وموسيقي گيلان به نام بنفشه گل كه در شهر قدس   (قلعه حسنخان) در شرف برگزاري است برنامه هاي متنوعي توسط همشهريهاي فعال در عرصه فرهنگي اجتماعي مقيم شهرقدس آقايان نادر جهان آراي هادي انتشاري وفريدون نورمحمدي وديگر فعالان در اين عرصه كه مصمم هستندتا با اجراي اين برنامه نام گيلان زمين را در تهران بزرگ (شهر قدس) زنده نگه دارند.

 وبراي اين جشنواه گيلاني برنامه هاي متنوعي كه گوياي وضعيت فرهنگي اجتماعي وگردشگري  گيلان به نمايش خواهند گذاشت .ضمناً براي همه مهمانان پذيراي به سبك سنتي تدارك ديده شده است.

وبلاگ گيلانك ضمن تقدير تشكر از همه خوبان ازهمه گيلانيان، خصوصا همشهريان مقيم تهران براي  تما شاي اين برنامه شاد دعوت بعمل مي آورد.

منتظر قدوم سبزتان هستيم.

زمان :  پنج شنبه 22 اسفند87  ساعت 18

  مكان :  كيلومتر 20جاده قديم كرج - شهر قدس- بلوار انقلاب - جنب پارك آزادگان- سالن ورزشي بانوان

باتشكر کیلانک        http://gilanak.blogfa.com                                                                   

نوشته شده توسط مهدوی لنگرودی  | لینک ثابت |

لحظه تحویل سال 1388 " هجری شمسی جمعه نهم اسفند 1387 20:46

 

لحظه تحویل سال 1388 هجری شمسی

ساعت 15 و 13 دقیقه و 29ثانیه روز جمعه 30اسفند 1387 هجری شمسی مطابق با 22 ربیع الاول 1430 هجری قمری- 20 مارس 2009 میلادی

فرا رسیدن نوروز باستانی، یادآور شکوه ایراني و یگانه یادگار جمشید جم بر همه دوستان پاک پندار، راست گفتار و نیک کردار خجسته باد.

یادمان باشد که زیبایی های کوچک را دوست بداريم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند
یادمان باشد که دیگران را دوست بداريم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که ما میخواهم باشند
یادمان باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگريم که اگر من باخویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد
یادمان باشد که خودم با خودم مهربان باشم ،چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باشد.
به هر حال عمری با حسرت و اندوه زیستن نه برای خود فایده ای دارد و نه برای دیگران باید اوج گرفت تا بتوانیم آن چه را که آموخته ایم با دیگران قسمت کنیم
دوستان خوب و عزيزم:

برگی دیگر از دفتر روزگار ورق خورد، برگ دیگری از درخت زمان بر زمین افتاد، سالی دیگر، خوب يا بد‍ گذشت، روزهایت بهاری و بهارت جاودانه باد

" آرزوي خورشيد کافي براي تو مي‌کنم که افکارت را روشن نگاه دارد بدون توجه به اينکه روز چقدر تيره است .
آرزوي باران کافي براي تو مي‌کنم که زيبايي بيشتري به روز آفتابيت بدهد .
آرزوي شادي کافي براي تو مي‌کنم که روحت را زنده و ابدي نگاه دارد .
دوستان عزيزم

 تنها يک دقيقه طول مي‌کشد که دوستي را پيدا کنيد٬يکساعت طول مي‌کشد تا از او قدرداني کنيد اما يک عمر طول مي‌کشد تا او را فراموش کنيد

نوروز یک هزاروسیصدوهشتادوهشت بر شما مبارك باد

يا مقلب القلوب والابصار
يا مدبر اليل و النهار
يا محوا الحول والاحوال
حول حالنا الي احسن حال

سال و فال و مال و حال و اصل و نسل و تخت و بخت
بادت اندر شهرياري برقرار و بر دوام
سال خرم ، فال نيكو ، مال وافر ، حال خوش
اصل ثابت ، نسل باقي ، تخت عالي ، بخت دوام

تا سالي دیگر ایزد منان نگهدارتان

  

نوشته شده توسط مهدوی لنگرودی  | لینک ثابت |

داستان عشق واقعی یک پیر زن

 

زني از خانه بيرون آمد و سه پيرمرد را با چهره های زیبا جلوي در ديد.

به آنها گفت: من شما را نمي شناسم ولي فکر مي کنم گرسنه باشيد، بفرمائيد داخل تا چيزي براي خوردن به شما بدهم.»
آنها پرسيدند:« آيا شوهرتان خانه است؟»
زن گفت: « نه، او به دنبال کاري بيرون از خانه رفته.»
آنها گفتند: « پس ما نمي توانيم وارد شويم منتظر می مانیم.»
عصر وقتي شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را براي او تعريف کرد.
شوهرش به او گفت: « برو به آنها بگو شوهرم آمده، بفرمائيد داخل.»
زن بيرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد. آنها گفتند: « ما با هم داخل خانه نمي شويم.»
زن با تعجب پرسيد: « چرا!؟» يکي از پيرمردها به ديگري اشاره کرد و گفت:« نام او ثروت است.» و به پيرمرد ديگر اشاره کرد و گفت:« نام او موفقيت است. و نام من عشق است، حالا انتخاب کنيد که کدام يک از ما وارد خانه شما شويم.»
زن پيش شوهرش برگشت و ماجرا را تعريف کرد. شوهـر گفت:« چه خوب، ثـروت را دعوت کنيم تا خانه مان پر از ثروت شود! » ولي همسرش مخالفت کرد و گفت:« چرا موفقيت را دعوت نکنيم؟»
فرزند خانه که سخنان آنها را مي شنيد، پيشنهاد کرد

:« بگذاريد عشق را دعوت کنيم تا خانه پر از عشق و محبت شود.»
مرد و زن هر دو موافقت کردند. زن بيرون رفت و گفت:       « کدام يک از شما عشق است؟ او مهمان ماست.»
عشق بلند شد و ثروت و موفقيت هم بلند شدند و دنبال او راه افتادند. زن با تعجب پرسيد:« شما ديگر چرا مي آييد؟»
پيرمردها با هم گفتند:« اگر شما ثروت يا موفقيت را دعوت مي کرديد، بقيه نمي آمدند ولي هرجا که عشق است ثروت و موفقيت هم هست! »       

آری... با عشق هر آنچه که می خواهید می توانید به دست آوردیددر ميان عشقها  عشقهاي پاكي هستند در خور ستا يش هستند عشق به انسان عشق به انسا نهاي پاك عشق به همه خوبيها ست وانسان در هر کاری اگر  عشق نورزد موفق نخواهد شد

انسانهای موفق پشتوانه ای از عشق را با خود یدک میکشند واین عشق در تمام لحظه های زندگی همرا انسانها ست

 

نوشته شده توسط مهدوی لنگرودی  | لینک ثابت |