تبليغاتX
گیلانک

رازهاي موفقيت جوانان در زندگي

براي موفقيت و شادكامي در ازدواج  نمي توان نسخه كلي براي همگان نوشت اما با توجه به تجربه ديگران، پيشنهادات ذيل در قالب اصول هشتگانه  لازم و ضروري به نظر مي‌رسد.اميد است كه هيچ وقت دچار مشكل نشويد اگر خدا ناكرده بحران به سراغ زندگي شما آمد هيچ وقت  از ياد خدا  غافل نشويد اگر خالصانه از اوبخواهيد يقين داشته باشيد كه او هم كمك خواهد نمود  انشالله.....
به کعبه گفتم تو از خاکی منم خاک،چرا باید دور تو بگردم. ندا آمد تو با پا آمدی باید بگردی برو با دل بیا تا من بگردم.

اصل اول: همسر خود را گرامي بداريد. ازدواج يعني اعلان استقلال، هنگامي كه ازدواج مي‌كنيد قول مي‌دهيد كه در مشقت و راحتي، فقر و ثروت و سلامتي همسر خود را دوست و گرامي بداريد. عشق شما به يكديگر بر پايه زندگي زناشويي استوار مي‌باشد.

لذت عاشق سرور و خوشحالي معشوق است. همسر خود را گرامي بداريد و عقد ازدواج را محكم كنيد. زن و شوهر با طناب بسيار محكمي به هم متصل هستند. رشته‌هاي بسياري اين طناب را به وجود مي‌آورند كه از همه مهم‌تر رشته عشق و علاقه‌اي است كه نسبت به يكديگر ابراز مي‌دارند. رشته‌هاي ديگري چون رشته علايق مشترك، تجربيات مشترك، وفاداري مشترك و تشريك مساعي در زندگي لازم است. هر چه رشته‌هاي اين طناب محكم تر باشند، ازدواج نيز باثبات‌تر خواهد بود. پس رشته‌هايي درست كنيد كه هرگز گسيخته نشوند

اصل دوم :وقتي ازدواج مي‌كنيد با همسر خود چون يك روح در دو جسم باشيد. پس از ازدواج به والدين خود متكي نباشيد، بلكه بايد با زن خود روح جديدي را به وجود آوريد. به پدر و مادر خود احترام بگذاريد. خانواده‌اي جدا بسازيد و شانس موفقيت زيادي در زندگي به وجود آوريد.

اصل سوم :فن عشق‌ورزي را بياموزيد. هماهنگي سبب ايجاد علاقه زناشويي مي‌شود. در روابط خود احساسات و عواطف را توام سازيد. هر چه روابط شما هماهنگ‌تر باشد شانس موفقيت شما نيز بيشتر خواهد بود.

اصل چهارم :خود را براي پدر و مادر شدن آماده كنيد. درباره حقايق مربوط به پدر شدن اطلاعات كسب كنيد، سلامتي روحي و جسمي اطفال شما بستگي به دقت‌هاي اوليه شما دارد. هر چه توجه و دقت شما بيشتر باشد سلامتي آنها بهتر تامين مي‌شود براي آنها زمينه مستعدي تهيه كرده و مقدمه خوبي براي زندگي آنها به وجود آوريد.
محيط خانواده، بهترين مكان براي تربيت كودك است. كودكاني كه عضو خانواده‌هاي مهربان و فداكار هستند از نظر روحي بهتر تربيت مي‌شوند. بهترين آمادگي جهت پدر و مادر شدن، ازدواج حقيقي است.

اصل پنجم :در زندگي زناشويي بردبار و صبور باشيد! هرگاه بخواهيد به تنهايي حركت كنيد هر كجا بخواهيد قدم مي‌گذاريد ولي هنگامي كه با يك نفر ديگر هستيد قدم‌هاي شما بايد با او هماهنگ باشد. در ابتداي كار ممكن است پاي يكديگر را لگد كنيد ولي سپس تجربه‌ كسب مي‌كنيد كه چگونه خود را با يكديگر هماهنگ سازيد. در ازدواج نيز براي ايجاد هماهنگي جسمي و روحي گذشت زمان لازم است، براي موفق شدن بايد صبور و بردبار باشيد.
خويشاوندان زن و شوهر نيز بايد صبور باشند و براي ايجاد چنين صبر و شكيبايي گذشت زمان لازم است، وقتي كه دختري عاشق پسري مي‌شود نمي‌تواند الزاما مادر او را يا پدرش را دوست بدارد.
عروس و داماد نمي‌توانند خيلي سريع با زندگي داخلي همسرشان پيوستگي ايجاد كنند! براي حل و فصل اين موضوع زمان براي درك، فهم و شعور لازم است.

اصل ششم :ريشه ازدواج خود را محكم سازيد! به زندگي زناشويي مانند گياه بايد توجه كرد، به خصوص زماني كه هنوز تازه و نورس است ريشه آن را بايد با انديشه مشترك، دقت و توجه، مهر و محبت و بالاخره حس‌ تفاهم كه به منزله خورشيد و بارشكلي كه مي‌توانيد احساسات خود را به يكديگر نشان دهيد.
ممكن است عشق از گفتار عميق‌تر باشد ولي گاهي با محبت نمايان مي‌گردد. روابط زناشويي را پرورش داده و آن را برويانيد. براي توجه به گياه بايد علف‌هاي هرز را چيد.
هرگاه علف‌هاي هرز رشد و نمو كنند، گياه مزبور پرورش نيافته و خشك مي‌شود!
چنانچه علف‌هاي هرز را سريعا از بين ببريم، گياه رشد كامل خود را به دست مي‌آورد. در ازدواج نيز علف‌هاي هرز را به محض پيدايش از بين ببريد. بگذاريد گياه ازدواجتان آن طوري كه شايسته است، رشد و نمو نمايد.

اصل هفتم : در صورت لزوم با افراد مطلع مشورت كنيد. مشورت درباره ازدواج به منزله هنر و علم اجتماعي ظهور كرده است.
پزشكان، صاحب‌نظران علوم اجتماعي، متخصصين تعليم و تربيت و مشاوران ازدواج خود را براي چنين وظيفه اجتماعي آماده مي‌سازند و مشاور مطلع به شما بصيرت و ادراك كافي داده و شما را از بيماري‌هاي زناشويي و اختلالات رواني كه ممكن است هيچ كدام از شما آگاهي و بينش بر منابع كشمكش‌هاي خود نداشته باشيد آگاه مي‌سازد زيرا علت بعضي از نارضايتي‌ها واضح و آشكار نمي‌باشد. ممكن است يك بحث جزئي مربوط و منوط به حسن عدم امنيت، آرزوي قدرت و محروميت جنسي باشد.
اگر شما قادر به حل موضوع نباشيد، مشاور شما آن را حل خواهد كرد. از ديگران راهنمايي بخواهيد و بر شانس موفقيت خود در زندگي زناشويي‌تان بيفزاييد.

اصل هشتم :از قوانين هشتگانه طلايي پيروي كنيد!
با همسر خود همان طور رفتار كنيد كه ميل داريد او با شما رفتار كند. از احساسات يكديگر مطلع بوده و به احتياجات ديگري توجه داشته باشيد. ببخشيد، همان طور كه ميل داريد بخشيده شويد. از جسارت، اهانت و بي‌‌وفايي بپرهيزيد

نوشته شده توسط مهدوی لنگرودی  | لینک ثابت |

نامه پدری به فرزندش چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387 23:26

               

                                        نامه پدری به فرزندش   

 در آستانه ولادت حضرت علي مرد عدالت گستر وروز پدر قرارداريم ودر جامعه زندگي مي كنيم كه علم وتكنولوزي بر خيلي از ارزشهاي انساي سيطر ه انداخته است

واحترام بزرگترها به فراموشي سپرده شده درصورتي كه در عصر حاضر باتوجه به       ارتبا طات سريع ديگر جاي براي نگراني ارتبا طا عات وجود نداردگرچه همه ما مي دانيم هزينه ها " مشغله فكري و زندگي " در دينا امروز بسيار زياد است اما يادمان باشد پدران ماهم با اين مشكلات دست پنجه نرم ميكنند واحترام به پدر لازم است بهر حال پدر مان هست" و يا بوداند (خداوند انشالله غفران الهي نصيبشان گرداند) در اسلام احاديث بسيار زيادي نقل شده است كه ماحصل آن اين است مطمئن باشيد كه هر رفتاري شما با پدرانتان داريد فرزندان شما  هم همان رفتار خواهند داشت ويا بسيار نقل شده ويا به وضوح ديديم نفرين و آه ناله پدر حتما" روزي گير بانگير آن كسي خواهد شد مورد نفرين قرار گرفته انشالله كه اينطور نباشد ولي طبيعت زندگي همين است كه گفتم

به همين خاطر نامه اي از يك پدرسالخورده به فرزند نوجوانش را تقديم حضورتان ميكنم.

شايد تلنگوري باشد بر افكار خفته ما

فرزند عزيزم

اينك كه تو مرا در دوران پيري مي بيني سعي كن صبور باشي و مرا درك كني...... اگه موقع خوردن غذا خودم را كثيف ميكنم اگه خودم نمي تونم لباسهام را بپوشم و هنگام صحبت كردن باتو مطلبي را هزاران بار تكرار ميكنم ودر برابر دوستانت كلاست را پايين ميارم حرفم را قطع مكن و به من گوش بده .هنگامي كه تو نيز خوردسال بودي من يك داستان را هزاران بار برات تكرار ميكردم تا تو خواب به خواب ناز بروي

هنگامي كه مايل به حمام رفتن نيستم مرا خجالت نده و به سرم غر نزن و به خاطر بيار كه من براي حمام كردن تو به هزاران ترفند وكلك متوسل ميشدم.

و وقتي كه ضعف مرا در استفاده از تكنولوژي ميبيني برام فرصت يادگيري بده وبا لبخند تمسخر مرا نگاه مكن.

  دلبندم من به تو چيزهاي زيادي آموختم .لباس پوشيدن غذاخوردن صحبت كردن نماز خواندن روزه گرفتن راه رفتن وهزاران چيز ديگه. اگه مايل به غذاخوردن نيستم مرا مجبورم نكن خودم ميدونم كي غذا بخورم. هنگاميكه پاهام خسته هست و به من اجازه راه رفتن نميدن دستات را به من بده .....همانطوريكه در كودكي اولين گامها را با كمك من برداشتي.

 دختر گلم تو نبايد از اينكه مرا در كنار خودت مي بيني احساس خشم خجالت و ناراحتي بكني تو بايد در كنار من باشي و مرا درك كني و مرا ياري بدي همانگونه كه من تو را ياري دادم وزندگيت را اغاز كردي اگر روزي گريه كردنهاي تو مرا آزار ميداد تورا با كمال ميل در آغوش مي گرفتم  وبر خودم مسلط مي شودم .تو نيز بايد با عشق و صبوري مرا ياري بدي تا زندگيم را به پايان برسانم و مطمئن باشي كه تو نيز چنين روزگاري داري.........دوستت دارم فرزند عزيزم

 

نوشته شده توسط مهدوی لنگرودی  | لینک ثابت |

 

توصیه‌هایی برای زندگی موفق. همسران جوان            

 

 بسیاری از بگومگوها و مشاجرات خانوادگی ناشی از درست صحبت نکردن و عدم توانایی در رساندن مفهوم و منظور افراد است.

برای کاستن از این مشاجرات متخصصین آموزش‌های مهارت‌های ارتباطی، تدابیری برای برقراری ارتباط مناسب تدوین کرده‌اند که به خلاصه‌ای از آنها اشاره می‌کنیم

قانون ارتباطی 1: به جای «تو و شما» جملات خود را با من شروع کنید.

 

قانون ارتباطی 2: تا جایی که امکان دارد از کلمات «همیشه و هرگز» استفاده نکنید. مثل اینکه می‌گویید: «هیچ‌وقت دست به سیاه و سفید نمی‌زنی» واژه‌های «هرگز و همیشه» بیش از اندازه قدرتمند هستند و بی‌آنکه لازم باشد طرف مقابل را خشمگین می‌سازند، از این گذشته بسیار ضعیف هستند، زیرا به راحتی می‌توان در مقام تکذیب آن حرف زد، البته مردم وقتی از این کلمات استفاده می‌کنند، می‌خواهند بگویند از این موضوع به شدت ناراحت هستند و بیشتر قصد تاکید دارند و می‌خواهند مطمئن شوند که طرف مقابلشان متوجه موضوع شده است. ولی نمی‌دانند کسی که فقط دو سه بار اشتباهی را مرتکب شده است چقدر از این موضوع ناراحت می‌شود.

منصفانه قضاوت می‌کنی» در این شرایط گوینده به اندازه ی کافی اعتراض خود را بیان می‌کند و احساس خود را نیز مطرح می‌سازد و در موقعیتی قرار می‌گیرد که بتواند پایان سخن همسرش را بشنود. در عین حال اعتراض به اندازه ی کافی کوتاه است و طرف مقابل را عصبانی نمی‌کند و می‌تواند به حرف زدن ادامه دهد

.قانون ارتباطی 3: رشته‌ کلام همسرتان را پاره نکنید. در هنگام صحبت کردن بگذارید همسرتان حرفش را کاملا بزند. زمانی‌که صحبتش را قطع می‌کنید وی را عصبانی می‌کنید و به او این احساس را می‌دهید که کسی به حرف شما گوش نمی‌کند و برای آن ارزشی قائل نیست. از آنجائیکه اجازه نداده‌اید جمله‌اش تمام شود، ممکن است نتیجه‌گیری شتاب زده و غیر واقعی بکنید.ممکن است هر چقدر تلاش کنید نتوانید این رفتار خود را کنترل نمائید در این شرایط بهتر است بگویید «نوبت صحبت به من هم بده زیرا به نظر می‌رسد حرف‌های غیر منصفانه می‌زنی ولی خواب ادامه بده» و یا اینکه بگویید :«می‌دانم نباید صحبت را قطع کنم ولی می‌خواهم بدانی به من هم  فرصت صحبت کردن بدهید

قانون ارتباطی 4: حرف همسرتان را به زبان خود خلاصه کنید «دانیل بی‌وایل»، یکی از متخصصین مهارت‌های ارتباطی می‌گوید وقتی همسرتان سعی دارد احساسش را با شما در میان بگذارد سعی کنید سخن او را با عبارات خود خلاصه کنید تا بدانید منظور او را فهمیده‌اید و بعد از او سوال کنید آیا درست می‌گویم. در این شرایط هر دو به حرف‌های یکدیگر گوش فرا می‌دهند.

قانون خلاصه کردن مبتنی بر یک فراست مهم است و تلاشی است تا طرفین ازدواج وقتی حرف‌های یکدیگر را خلاصه نمی‌کنند آن را بفهمند. سعی کنیم از این قانون سود ببریم و بپذیریم که گوش دادن به حرف‌های همسر از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است

قانون ارتباطی 5: از ذهن خوانی پرهیز کنید. ذهن خوانی یکی از خطاهای ارتباطی است، یعنی شما برداشت‌های خود را به دیگران نسبت می‌دهید، تصور می‌کنید مردم چگونه فکر می‌کنند، چه احساسی دارند و چه می‌خواهند بکنند. ذهن خوانی می‌تواند کاملا تحریک کننده و خشم برانگیز باشد عباراتی از قبیل:

«تو می‌خواستی مرا مجازات کنی»

«تو دوستان مرا نمی‌پسندی»

«تو از مسئولیت فرار می‌کنی»

«می‌خواستی کاری بکنی که من احساس گناه بکنم»

عباراتی از این قبیل می‌تواند مانع گفتگوی منطقی شود. اشخاص دوست ندارند که دیگران درباره ی احساسات و علائق آنها به حدس و گمان متوسل شوند، به خصوص حدس اشتباه آنها را به شدت ناراحت می‌کند و این اتفاقی است که اغلب روی می‌دهد. ذهن خوانی ممکن است یک بیان ناقص باشد که از آن برای پی بردن به همه ی مطالب استفاده کنید. توجه داشته باشید که گاه «ذهن خوانی» مبین ترس شماست که به شکل اظهارنظر درباره ی احساسات و انگیزه‌های دیگران متجلی می‌شود.

قانون ارتباطی۶: به یک موضوع بپردازید متخصصین آموزش مهارت‌های کلامی به این قانون بهای فراوان می‌دهند. به اعتقاد آنها موضوع جاری به اندازه کافی دشوار هست که به آن رسیدگی کنیم در این شرایط نباید با طرح مسائل مربوط به گذشته‌های دور بر حساسیت‌ها بیفزائیم.

قانون ارتباطی ۷: رنجش‌های کهنه را از نو زنده نکنید. مسائلی که قبلا شما را رنجانده است و به اندازه کافی در مورد آن مشاجره داشته‌اید را مجددا مطرح نکنید. رجوع به گذشته برای یافتن شاهد همیشه در زندگی‌های مشترک ایجاد اشکال نموده است و باعث تیرگی روابط می‌گردد.

قانون ارتباطی ۸: از موضوع خارج نشوید. سعی کنید به هنگام به وجود آمدن مشکل به طرح اصل مسئله بپردازید و از پرداختن به مسائل حاشیه‌ای خودداری فرمائید، وقتی با همسرتان درباره ی موضوعات بی‌تناسب و بی‌مورد بحث می‌کنید، بدانید که از موضوع اصلی منحرف شده‌اید و از یکدیگر دلخور و ناراحت هستید. در چنین شرایطی بهتر است در حال آرامش قرار بگیرید و کاملا آرام مشکل را مطرح و ضمن قضاوت و صحبت کردن صادقانه وی را به حل مشکل دعوت نمایید

قانون ارتباطی ۹: از برچسب زدن و ناسزا گفتن خودداری نمائید. هر وقت که ناسزا می‌گویید از منطق فاصله می‌گیرید. درست‌اندیشی حتی در شرایط عادی هم ‌دشوار است و زمانی که شما حتی احساساتتان را نتوانید کنترل کنید بر مشکلات خود می‌افزایید

قانون ارتباطی ۱۰: از طرح شکایات انباشته شده خودداری کنید. همه ما شکایات را روی هم انباشته می‌کنیم، هر چند ممکن است به ظاهر از آن مطلع نباشیم، اما از ما می‌خواهند که مودب باشیم، احترام بگذاریم و ملاحظه دیگران را بکنیم.

قانون ارتباطی ۱۱: در واقع مودب بودن، احترام گذاشتن و ملاحظه ی دیگران را کردن قانون بعدی است که متخصصین آموزش‌های ارتباطی اغلب آن را متذکر می‌شوند، اما مودب بودن، احترام گذاشتن و رعایت دیگران را کردن، سرکوب و فرونشانی شکایات است و سرکوب شکایات نیز به معنای انباشت کردن آنها است تا روزی که از خشم همه آنها را یک‌جا بیرون نریزیم. لذا پیشنهاد می‌کنیم به جای اینکه شکایت انباشته شده خود را یکجا تخلیه کنید از این شکایات به عنوان یک راهنما برای حل گرفتاری‌هایتان استفاده کنیدارتباط موثر، صادقانه و متناسب با موقعیت است. شخص در پی این ارتباط اجتماعی احساس عزت نفس می‌کند و با دیگران و با موقعیت‌های استرس‌زا راحت تر کنار می‌آید. در این ارتباط قاطعیت مطرح است و معنا و مفهومش این است که به انتخاب خود آزادانه حرف‌ می‌زنید، ولی ارتباط غیر موثر عمدتا با سرزنش خود شخص، افکار، حمله، کاهش عزت نفس همراه است افراد در برخوردهای اجتماعیشان ممکن است چند جور واکنش نشان دهند (بنسون، استوارات) گاهی واکنش‌ها پرخاشگرانه است، این طرز برخورد به این معناست که «من مهم هستم ولی تو مهم نیستی» گاهی واکنش‌ها انفعالی است، این طرز برخورد به این معناست که «تو مهم هستی ولی من مهم نیستم» چنانچه واکنش قاطعانه باشد به هر دو توجه می‌شود، آشکارا، صادقانه و به جا هستند «من مهم هستم تو هم مهم هستی

ارتباط موثر، یعنی آنچه را که می‌خواهید و نمی‌خواهید مطرح سازید تعریف و تحسین‌ها را بپذیرید و بدانید چه موقع آری و چه موقع نه بگویید، ارتباط موثر، یعنی احساسات خود را به تناسب مطرح کنید. به راه حل پیروزی طرفین بیندیشید، حرف خود را بزنید، مشخص باشید، خواسته‌های خود را بشناسید. نباید انتظار داشته باشید که دیگران نیازها و خواسته‌های شما را بدانند. برخورد همدلانه داشته باشید

برخورد همدلانه می‌تواند اضطراب و افسردگی را تخفیف دهد و مهارت‌های ارتباطی را بهبود بخشد. با خود مهربان باشید تنها در این صورت می‌توانید به دیگران محبت کنید. متخصصین مهارت‌های ارتباطی معتقدند جهت هر چه بهتر شدن ارتباطات گوینده و شنونده باید اصولی را رعایت کنند.

 

 

منبع اصلی : برگرفته از کتاب روان شناسی ازدواج – نویسنده : زهره رئیسی

 

نوشته شده توسط مهدوی لنگرودی  | لینک ثابت |

 

           نقش مشاوره و تفكر عشق در زندگی زنا شوی 

 " تنها گنجي كه ارزش جست وجو كردن دارد، هدف است ."

   بزرگ ترين آرزوي بشر، درطول تاريخ ، كسب موفقيت است.اما همواره سؤالات فراواني دراين باره وجود داشته است كه موفقيت چيست؟

آيا موفقيت ، داشتن همسري دلخواه ، محيط خانوادگي آرام و فرزنداني شايسته است؟ آيا موفقيت ، گذراندن مدارج تحصيلي واخذ مدرك علمي و تخصصي است ؟ آيا كسب ثروت موفقيت است؟ و بالاخره آيا موفقيت اين است كه آدم ، از ديگران برتر باشد، مثلاً هنرمند، نويسنده ، شاعر ، تاجر يا موسيقي دان مشهوري باشد؟

واقعيت اين است كه همه ي اينها كه گفته شد موفقيت اند، اما شايد هم هيچ كدام موفقيت نباشد ، چرا كه انسان ها متفاوت اند و برداشت هاي گوناگوني از اين مفهوم دارند . بنابراين موفقيت امري نسبي است و هرگز نمي توان تعريف واحدي براي آن ارائه داد.

به نظر  آلفرد اوستن : «آرامش و اطمينان بهترين موفقيت است.» فرد موفق كسي است كه به آرزوهاي خود برسد و در درون رضايت خاطر احساس كند، كه اين خود حاصل تلاش وكوشش مداوم در زندگي است . خوشبخت كسي است كه كاري مفيد و با ارزش انجام دهد. به اين اعتبار، تعريف " فرهنگ وبستر" از موفقيت به مفهوم "نيل رضايت بخش به هدف" ، تعريفي مناسب است.

مي دانيم كه همه براي رسيدن به موفقيت به طور خستگي ناپذير تلاش مي كنند، اما به آنچه در آرزويش هستند، دست نمي يابند و رضايت دروني براي آنان ايجاد نمي شود. اگر چنين نيست پس  چرا پس از رسيدن به بالاترين مقام بازهم احساس ناخرسندي مي كنند؟ چرا با داشتن چندين فرزند كه روزي آرزوي آن را داشتند باز هم ناشادند؟ و ...  شايد علت اصلي اين باشد كه موفقيت واقعي را براي خودشان تعريف و مشخص نكرده اند يا هدف از موفقيت را نمي دانند.

موفقيت واقعي چيست ؟

احساس آسايش ، خوشبختي ، داشتن آرامش روحي و رواني ، مزاحم ديگران نشدن ومزاحمتي از سوي ديگران نديدن ، موفقيت واقعي اند، زيرا مقام ، ثروت ، فرزند شايسته ، مدارج تحصيلي وهمسر دلخواه ، همه عواملي اند كه با داشتن آرامش روحي ، خوب بودن با ديگران و داشتن آسودگي خاطر مي توان آنها را به دست آورد ، مشروط به اين كه با دانش و آگاهي واقعي اهدافي را براي زندگي خود برگزيد . چنان كه لويي استوني مي گويد: " تنها گنجي كه ارزش جست وجو كردن دارد، هدف است ."

انسان بي هدف كاملاً تابع حوادث و پيشامدهاست. اما كسي كه هدف روشني در زندگي دارد، خود تصميم مي گيرد و تلاش مي كند و پس از رسيدن به كاميابي ، احساس خوشبختي و آرامش مي كند. اما افرادي كه اهداف نامشخص را پي مي گيرند، به هر مقام ، ثروت و جايي برسند ، باز هم ناراضي اند. هريك ازما بايد بدانيم كه چه مي خواهيم؟ چه هدفي را دنبال مي كنيم و در انتظار چه موفقيتي هستيم ؟ اگر اينها را دانستيم ، آن موقع است كه براي رسيدن به اهداف بايد تلاش كنيم ، مثلاً آگاهي مان را بالا ببريم و از تقليد كوركورانه بپرهيزيم . به شناخت توانايي ها ، ظرفيت ها و استعداد هاي خود وهمچنين ضعف هاي خود بپردازيم  واعتماد به نفس و توكل به خداوند متعال وسپس حركت و تلاش را گسترش  بدهيم . براي اين كار تمركز" فكر"مطالعه "و مشاوره ، ساز و راه كارهاي مناسبي اند.

 

فكر خوب

فكر خوب، معمار و آفريننده است . افكارآدمي سازنده زندگي اوست. همچنين فكر، وجه تمايز بين انسان وحيوان است. سپردن انديشه ها و آرزوها به مغز و ايجاد فرصت لازم براي بررسي يكايك آنها نيروي شگفت انگيزي در پي خواهد داشت. به قول امرسون هر انساني حاصل تفكرات روزانه خويش است. انديشه و تفكرات پشتوانه اي بزرگ در سراسر حيات بشرند وبه قول پاسكال ، انسان بي انديشه وتفكر به ماده اي بي روح مي ماند. پس سعي كنيد همچون اسفنج كه آب را جذب مي كند، شما نيز افكار خوب را جذب كرده ، آن را در خدمت هدف خويش و هر دو را در خدمت موفقيت خود قراردهيد.

 

مطالعه مناسب

مطالعه ، سرمايه اي زوال ناپذير است كه به وسيله آن خيلي چيزها را مي توان خريد يا ساخت . با مطالعه مي توان بناهايي ساخت كه هزاران سال پا برجا باشد. اما درباره مطالعه خوب ، نيچه مي گويد :  " ضمن مطالعه سعي  كنيد مانند صيادي چيره دست به صيد افكار خوب برويد و افكار كهنه و پوسيده را يكسره به دور اندازيد." به وسيله مطالعه مي توان از تجربه ها و اندوخته هاي ديگران استفاده كرد. با روش الگو برداري و مدل سازي ، در وقت وپول شما نيز صرفه جويي مي شود ، مغز شما با  مغز ديگران ارتباط پيدا مي كند و بدين وسيله راه موفقيت را زودتر و سهل تر پيدا مي كنيد . سعدي اين مطلب را بدين گونه بيان كرده است :

مرد خردمند هنرپيشه را

عمر،  دو بايست دراين روزگار

تا به يكي تجربه آموختن

با دگري تجربه بردن به كار

مشاوره منطقي

مشاوره، عامل مؤثر و سرمايه رايگاني در مسير پيروزي و موفقيت است . دراين باره تئودورپاركر مي گويد: كاش دانسته بودم چگونه زندگي كنم يا كسي را يافته بودم كه روش زندگي را به من تعليم دهد. يك مثل چيني نيز مي گويد: اگر مي خواهي كاري را به درستي  انجام دهي ، با سه تن از سالخوردگان مشورت كن . ودر ادبيات شيرين فارسي مي خوانيم كه : "آن كه بيشتر مشورت مي كند، كمتر دچار اشتباه مي شود،" يا مثل آمريكايي كه بيان مي دارد : " دو فكر از يك فكر بهتر است." از اين قبيل مثل ها در آيات ،  احاديث و ادبيات كهن ايران زمين بسيار وجود دارد كه ذكر همه ي آنها از حوصله اين بحث خارج است. همين اندك كه ذكر شد تا حدودي بيانگر اهميت مشاوره است. البته مشاور هم بايد آدم خبره اي باشد ، چنان كه حضرت علي – عليه السلام  - مي فرمايند: " كسي كه در امور مهم با خردمندان مشورت كند، شريك عقل آنها مي شود." . به قول ويكتورپوشه : " خوشبختي ، شادي و نشاط مسري است ؛ پس همواره سعي كن با افراد گشاده رو، دلشا د و خوشبين معاشرت كني ." آدمي مثبت بين و مثبت انديش باش. مشورت با آدم مثبت انديش و خوشبين تو را به زندگي و تلاش اميدوار مي كند . يك مَثـَل ژاپني ، مي گويد : " خوشبين به آينده اميداوار است و بدبين از آن بيمناك." دكتر نورمن پيل ، نيز مي گويد: " افكارخوب ومثبت همچون تابش نور خورشيد براتاقي تاريك است كه همه جا را روشن مي كند، به شرط  آن كه در و پنجره را نبسته و پرده ها را پايين نكشيده باشيد." آدم ترسويي نباشد. آدم ترسو خطرها و ضررها را چندين برابر مي كند. هاريمن مي گويد: " آينده را از دريچه ترس  و وحشت نگاه نكنيد." آدم ترسو آن قدر از شكست صحبت مي كند كه ناخود آگاه شما را به شك و ترديد مي اندازد ، تلاش و حركت را در وجود شما تضعيف مي كند و در نتيجه وصول به موفقيت را به تأخير مي اندازد. آدم لاف زني نباش .

آدم لاف زن چون طبله غازي است پرغوغا ، نه عطر عطاري كه بي سر و صدا مي بويد و فضا را عطرآگين مي كند. آدم لاف زن رؤيايي و متزلزل است ، ثبات رأي ندارد و از سر عيب جويي به همه چيز وهمه كس مي نگرد. پس سعي كن با فردي دانا ، خوشبين ، مثبت نگر و شجاع مشورت كني تا راه رسيدن به موفقيت كوتاه شده ، آن را راحت تر بپيمايي ، چنان كه در تاريخ گزيده مي خوانيم : " هر كه با دانا مشورت كند ، از رسوايي درامان است ."

نوشته شده توسط مهدوی لنگرودی  | لینک ثابت |

درس زندگي ازيك پيرمرد+ عکس روز پنجشنبه چهارم بهمن 1386 22:3
نوشته شده توسط مهدوی لنگرودی  | لینک ثابت |