پیشا پیش عید فطر بر همه مسلمانان مبارک باد
.jpg)
فلسفه عيد فطر
ماه رمضان ماه ضيافت الله است و بعد از اتمام آن روز اول شوال روز عيد فطر است . اما فلسفه عيد فطر به جهت کسب فضائل و پاداش است که مومنان در اين ماه به جهت طاعت و عبادت کسب کردند آنها يک ماه، مهمان سفره کرم الهي بودند و حالا نتيجه اين مهماني را درک مي کنند لذا اين روز، روز عيد و سرور است اما براي کساني که توانستهاند از فيوضات اين ماه بهره مند شود و در تکامل روحي خويش گام هايي برداشتهاند ولي از دست دادن ضيافت الهي واقعا" ناراحتي دارد لذا در روايات وارد شده که از ماه رمضان در روزهاي آخر آن ، وداع کنيد و توفيق درک روزه سال بعد را از خداوند بخواهيد. براي نمونه حديثي نقل مي کنيم که مرحوم حر آملي در وسائل الشيعه در باب وداع صوم آورده است: رسول الله به جابر در وداع از رمضان اين دعا را تعليم دادند: «اللهم لاتجعله آخر العهد من صيامي ايا فان جعلته فاجعلني مرحوما" ولاتجعلني محروما"؛ خدايا اين ماه را آخرين ماه رمضان من قرار مده و اگر آخرين ماه من است پس مرا ببخش و مرا از رحمت خويش محروم مگردان».
.
امام حسن (ع) اولين فرزند خانواده بود که در 15 رمضان سال سوم هجري قمري (مطابق 12 اسفند سال سوم هجري شمسي) متولد شد. رسول خدا (ص) برايش گوسفندي عقيقه کرد و به قابله نيز يک ران گوسفند و يک دينار طلا بخشيد سپس موي سر او را تراشيد و فرمود که هم وزن آن نقره صدقهبدهند. او دوران کودکي را در دامن پيامبر (ص)، علي وفاطمه (ع) پرورش يافت و تربيت شد. در دوران امامت علي (ع) به فرمان پدر درجبهههاي جهاد و از جمله در نبرد جمل و صفين و نهروان شرکت جست. پس ازشهادت پدر، امامت و خلافت به او منتقل گرديد، اما جنگ افروزيها وفتنهگريهاي معاويه از يکسو و عدم آمادگي مردم زمانه براي جانفشاني در راهمکتب از سوي ديگر مانع ادامه حکومت عادلانه او بود و از اين رو براي حفظ اسلام به آتش بسي قهرمانانه تن درداد که با مظلوميتي غير قابل وصف همراه بود و عاقبت در سال 49 هجري به شهادت رسيد.

لحظه تحویل سال 1388 هجری شمسی
ساعت 15 و 13 دقیقه و 29ثانیه روز جمعه 30اسفند 1387 هجری شمسی مطابق با 22 ربیع الاول 1430 هجری قمری- 20 مارس 2009 میلادی
فرا رسیدن نوروز باستانی، یادآور شکوه ایراني و یگانه یادگار جمشید جم بر همه دوستان پاک پندار، راست گفتار و نیک کردار خجسته باد.
یادمان باشد که زیبایی های کوچک را دوست بداريم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند
یادمان باشد که دیگران را دوست بداريم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که ما میخواهم باشند
یادمان باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگريم که اگر من باخویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد
یادمان باشد که خودم با خودم مهربان باشم ،چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باشد.
به هر حال عمری با حسرت و اندوه زیستن نه برای خود فایده ای دارد و نه برای دیگران باید اوج گرفت تا بتوانیم آن چه را که آموخته ایم با دیگران قسمت کنیم
دوستان خوب و عزيزم:
برگی دیگر از دفتر روزگار ورق خورد، برگ دیگری از درخت زمان بر زمین افتاد، سالی دیگر، خوب يا بد گذشت، روزهایت بهاری و بهارت جاودانه باد
" آرزوي خورشيد کافي براي تو ميکنم که افکارت را روشن نگاه دارد بدون توجه به اينکه روز چقدر تيره است .
آرزوي باران کافي براي تو ميکنم که زيبايي بيشتري به روز آفتابيت بدهد .
آرزوي شادي کافي براي تو ميکنم که روحت را زنده و ابدي نگاه دارد .
دوستان عزيزم
تنها يک دقيقه طول ميکشد که دوستي را پيدا کنيد٬يکساعت طول ميکشد تا از او قدرداني کنيد اما يک عمر طول ميکشد تا او را فراموش کنيد
نوروز یک هزاروسیصدوهشتادوهشت بر شما مبارك باد
يا مقلب القلوب والابصار
يا مدبر اليل و النهار
يا محوا الحول والاحوال
حول حالنا الي احسن حال
سال و فال و مال و حال و اصل و نسل و تخت و بخت
بادت اندر شهرياري برقرار و بر دوام
سال خرم ، فال نيكو ، مال وافر ، حال خوش
اصل ثابت ، نسل باقي ، تخت عالي ، بخت دوام
تا سالي دیگر ایزد منان نگهدارتان
تاریخچه شب یلدای فرهنگ ایرانی
مورخان و شرق شناسان متفق القولند كه ايرانيان نزديك به ? هزار سال است كه شب يلدا آخرين شب پاييز و آذر ماه را كه درازترين و تاريك ترين شب در طول سال است تا سپيده دم بيدار مي مانند، در كنار يكديگر خود را سرگرم مي کنند تا اندوه غيبت خورشيد و تاريكي و سردي روحيه آنان را تضعيف نكند و با به روشني گراييدن آسمان (حصول اطمينان از بازگشت خورشيد در پي يك شب طولاني و سياه كه تولد تازه آن عنوان شده است) به رختخواب روند و لختي بياسايند.
مراسم شب يلدا (شب چله) از طريق ايران به قلمرو روميان راه يافت و جشن «ساتورن» خوانده مي شد. جشن ساتورن پس از مسيحي شدن رومي ها هم اعتبار خود را از دست نداد و ادامه يافت كه در همان نخستين سده آزاد شدن پيروي از مسيحيت در ميان روميان، با تصويب رئيس وقت كليسا، كريسمس (مراسم ميلاد مسيح) را ?? دسامبر قرار دادند كه چهار روز و در سال هاي كبيسه سه روز بيشتر از يلدا (شب ?? دسامبر) فاصله ندارد و مفهوم هر دو واژه هم يكي است. از آن پس اين دو ميلاد تقريباً باهم برگزار مي شده اند.
آراستن سرو و كاج در كريسمس هم از ايران باستان اقتباس شده است، زيرا ايرانيان به اين دو درخت مخصوصاً سرو به چشم مظهر مقاومت در برابر تاريكي و سرما مي نگريستند و در خور روز؛ در برابر سرو مي ايستادند و عهد مي كردند كه تا سال بعد يك نهال سرو ديگر كشت كنند.
پيشتر، ايرانيان (مردم سراسر ايران زمين) روز پس از شب يلدا (يكم دي ماه) را خور روز و دي گان؛ مي خواندند و به استراحت مي پرداختند و تعطيل عمومي بود. در اين روز عمدتاً به اين لحاظ از كار دست مي كشيدند كه نمي خواستند احياناً مرتكب بدي كردن شوند كه ميترائيسم ارتكاب هر كار بد كوچك را در روز تولد خورشيد گناهي بسيار بزرگ مي شمرد. هرمان هيرت، زبان شناس بزرگ آلمان كه گرامر تطبيقي زبان هاي آريايي را نوشته است كه پارسي از جمله اين زبان ها است نظر داده كه دي- به معناي روز- به اين دليل بر اين ماه ايراني گذارده شده كه ماه تولد دوباره خورشيد است. بايد دانست كه انگليسي يك زبان گرمانيك (خانواده زبانهاي آلماني) و از خانواده بزرگ تر زبان هاي آريايي (آرين) است. هرمان هيرت در آستانه دي گان به دنيا آمده بود و به زادروز خود كه مصادف با تولد دوباره خورشيد بود، مباهات بسيار مي كرد.
فردوسي به استناد منابع خود، يلدا و خور روز، را به هوشنگ از شاهان پيشدادي ايران (كيانيان كه از سيستان پارس برخاسته بودند) نسبت داده و در اين زمينه از جمله گفته است:
كه ما را ز دين بهي ننگ نيست
به گيتي، به از دين هوشنگ نيست
همه راه داد است و آيين مهر
نظر كردن اندر شمار سپهر
آداب شب يلدا در طول زمان تغيير نكرده و ايرانيان در اين شب، باقيمانده ميوه هايي را كه انبار كرده اند و خشكبار و تنقلات مي خورند و دور هم گرد هيزم افروخته و بخاري روشن مي نشينند تا سپيده دم بشارت شكست تاريكي و ظلمت و آمدن روشنايي و گرمي (در ايران باستان، از ميان نرفتن و زنده بودن خورشيد كه بدون آن حيات نخواهد بود) را بدهد، زيرا كه به زعم آنان در اين شب، تاريكي و سياهي در اوج خود است.
واژه يلدا، از دوران ساسانيان كه متمايل به به كارگيري خط (الفباي از راست به چپ) سرياني شده بودند به كار رفته است. يلدا- همان ميلاد به معناي زايش- زاد روز يا تولد است كه از آن زبان سامي وارد پارسي شده است. بايد دانست كه هنوز در بسياري از نقاط ايران مخصوصاً در جنوب و جنوب خاوري براي ناميدن بلندترين شب سال، به جاي شب يلدا از واژه مركب شب چله (?? روز مانده به جشن سده، شب سياه و سرد) استفاده مي شود?
خور روز (دي گان)- يكم دي ماه- در ايران باستان در عين حال روز برابري انسان ها بود. در اين روز همگان از جمله شاه لباس ساده مي پوشيدند تا يكسان به نظر آيند و كسي حق دستور دادن به ديگري را نداشت و كارها داوطلبانه انجام مي گرفت، نه تحت امر. در اين روز جنگ كردن و خونريزي، حتي كشتن گوسفند و مرغ هم ممنوع بود. اين موضوع را نيروهاي متخاصم ايرانيان مي دانستند و در جبهه ها رعايت مي كردند و خونريزي موقتاً قطع مي شد و بسيار ديده شده كه همين قطع موقت جنگ، به صلح طولاني و صفا انجاميده بود.
یلدا در ادبیات فارسی
همه شبهای غم آبستن روز خراب است یوسف روز، به چاه شب یلدا بیند (خاقانی)
اکنون مرا که شام جوانی صبوح کرد شبهای رنج چو شب یلدا دراز شد(قاضی حمید الدین)
چنان به روشنی دل برف سان مناز بس شب چراغ قدر که به یلدا نهاده اند
تو جان لطیفی و جهان جسم کثیف است تو شمع فروزنده و گیتی شب یلدا (معزی)
عرفا، شب یلدا را به نور سیاهی که نور ذات و نورعالم جبروت است ، اطلاق می نمایند (مرات العشاق)
در نظر ایشان یلدا نهایت الوان انوار است که سواد اعظم است( لمعات عراقی)
دیگر شعرا، یلدا را چنین توصیف کرده اند :
شگفت نسیت اگر داده ای عنان خرد به روز خوش و طره شب یلدا(مجیر بیلقانی)
صحبت حکام ظلمت شب یلداست نور زخوشید خواه ، بو که برآید( حافظ)
روز فراق تو که نبینم جمال تو با من حکایت شب یلدا کند همی(ادیب صابر)
غنیمت دان حضور نعمت الله که دشمن را شب یلداست امروز(نعمت الله ولی)
عيد سعيد غديرخم ،
سالروز اکمال دين ،
را بر عموم مسلمين جهان ، بخصوص شما دوست گرامي تبريک و تهنيت مي گوييم .
واقعه غدير حادثه اى تاريخى نيست كه در كنار ديگر وقايع بدان نگريسته شود. غدير تنها نام يك سرزمين نيست. يك تفكر است، نشانه و رمزى است كه از تداوم خط نبوّت حكايت مى كند. غدير نقطه تلاقى كاروان رسالت با طلايه داران امامت است.
آرى غدير يك سرزمين نيست، چشمه اى است كه تا پايان هستى مى جوشد، كوثرى است كه فنا برنمى دارد، افقى است بى كرانه و خورشيدى است عالمتاب
اشعار عید غدیر خم
در غديــر خم كه نام بركه ايست داد احمد را خدا فرمان ايست
همرهان راخواند احمد با شــعف رفتگان بـازآمدند ازهــر طرف
از جهــــاز اشــــتـــران كــاروان منبري بر ساختندش در ميــان
گــــرد آن پـيــغمبر والا تبــــار اجتماعي شد فزون از صد هزار
ابــــتدا احمد بـه مـنبر پـا نــهاد پس علي را در كنارش جاي داد
دست او بگرفت وكـــرداورابــلند بـر سـر دسـتش نــبي ارجـمند
گفت:هركس كه من هستم ولي هست بعدازمن وليش اين علي
پـــيروي از جـــانشيـن من كـنيد قلب خويش ازنوراوروشن كنيد
گفت :يـارب دوستانش دوستـدار دشمنانش راهمي دشمن شمار
بـــار الها يـــار اورا يـــار بــــاش هر كه خواهدخواريش گوخوارباش
چون به پايان گفته احمــد رسيـد ايـن خـطاب ازجـانب ايزدرسيد
دينتــان كامل شد و نعمت تمام شد خدا راضي ازاين دين و امام
**************
ادامه مطلب

عيد قربان برهمه مسلمانان مبارك باد
عید قُربان از نگاه مسلمانان
(در عربی: عيد الأضحی) یکی از روزهای فرخنده در تقویم اسلامی است.
روز دهم ماه قمری ذی الحجه، مصادف با عید قربان از گرامیترین عیدهای مسلمانان است که به یاد ابراهیم و فرزندش اسماعیل، توسط بسیاری از مسلمانان جشن گرفته میشود.
عید قربان که از جمله تعطیلات رسمی مسلمانان است، از یک تا چهار روز جشن گرفته میشود و در طی آن مردم با پوشیدن بهترین پوشاک خود، پس از انجام عبادات، به دید و بازدید و جشن و سرور میپردازند.
البته برگزار کردن مراسم قربانی در این عید بر همه واجب نیست و تنها بر زائران کعبه در مراسم حج واجب است، اما بسیاری از مسلمانان در سراسر جهان در این روز، گوسفند، گاو یا شتری را قربانی کرده و گوشت آنرا بین همسایگان و مستمندان تقسیم میکنند.
حاجیان در این روز پس از به پایان رساندن مناسک حج، حیوانی را ذبح میکنند و پس از قربانی آنچه بر آنان در حال احرام، حرام شده بود - مانند نگاه کردن در آینه، گرفتن ناخن و شانه زدن مو -، حلال میگردد و با توجه به اینکه حج، یکی از عبادتهای بسیار مهم در اسلام است، توانایی به انجام رساندن آن نیز برای هر مسلمانی بسیار شادی آور است، در نتیجه، روزی که پس از انجام وظایف سنگین حج، به عنوان جایزه الهی و اتمام احرام پیش میآید را عید میدانند.
همچنین در روایتهای مکرری نقل شده که در روز عید قربان، قربانی کنید تا گرسنگان و بیچارگان نیز به خوراک برسند.
ریشه عید قربان از نگاه مورخان
عيد قربان ريشه در دوران ماقبل تاريخ بشر دارد. انسان اوليه که از فهم طبيعت عاجز است، برای به دست اوردن ترحم خدايان دست به قربانی کردن حيوانات و انسان ها ميزند.
اين رسم نزد همه ملل و اديان به اسامی مختلف موجود بوده است. اين سنت طولانی بشری در اسلام نيز پذيرفته شده است.
در روایات مختلف دینی آمده است که ابراهیم در سن بالا دارای فرزندی شد که او را اسماعیل نام نهاد و برایش بسیار عزیز و گرامی بود. اما مدتها بعد، هنگامی که اسماعیل به سنین نوجوانی رسیده بود، فرمان الهی چندین بار در خواب به ابراهیم نازل شد و بدون ذکر هیچ دلیلی به او دستور داده شد تا اسماعیل را قربانی کند.
او پس از کشمکشهای فراوان درونی، در نهایت با موافقت خالصانه فرزندش، به محل مورد نظر میروند و ابراهیم آماده سر بریدن فرزند محبوب خود میشود. اما به هنگام انجام قربانی اسماعیل خداوند که او را سربلند در امتحان مییابد، گوسفندی را برای انجام ذبح به نزد ابراهیم میفرستد.
این ایثار و عشق پیامبر به انجام فرمان خدا، فریضهای برای حجاج میگردد تا در این روز قربانی کنند و از این طریق برای یتیمان و تهیدستان خوراکی فراهم سازند. دراین روز همچنین مستحب است که نماز عید قربان برپا گردد. نماز عید قربان باید در فاصله زمانی طلوع آفتاب روز عید تا ظهر خوانده شود و شامل دو رکعت است.
کرپنها، همان روحانیان دین "مهر" بودهاند و به دلیل قربانی کردن "گاو" از سوی ایشان، واژهٔ "قربانی" نیز از همینان برگرفته شده است.

حکایت شب قدر
در " ترجمان القرآن جرجانی " شب قدر ، شب اندازه کردن کارها ذکر شده است . صاحب " کشاف اصطلاحات الفنون " گوید : شب قدر ، شبی است با عزت و شرف که هر که در آن طاعت کند عزیز و مشرف گردد .
در " التفهیم بیرونی " آمده است :
" واندر ماه رمضان لیله القدر است ، آنک جلالت او راه به دهه پسین جویند و نیز گفتند به طاقهای این دهه ."
لیله القدر شبی مهم و سرنوشت ساز است .شب نزول رحمت و برکات الهی و تعیین سرنوشت ابدی انسانهاست و درخصوص اهمیت این شب گفتنی است که از صدر اسلام واز عهد رسول اکرم حضرت محمد مصطفی (ص) رسم بر آن بوده است که شبهای قدر را " احیا " بگیرند و تا سپیده دم به آداب مخصوص آن منجمله دعا و نماز و استغفار بپردازند .
در فضیلت شب قدر آمده است شبی بهتر زا هزار ماه " لیله القدر خیر من الف شهر " و به احتمال قوی این شب ارجمند یکی از شبهای نوزدهم ، بیست ویکم و بیست و سوم ماه مبارک رمضان است .
در آیه نخست سوره مبارکه " قدر " نیز تصریح شده است به آن که قرآن کریم در شب قدر نازل شده است : " انا انزلنا فی لیله القدر " در " تفسیر ابولفتح رازی " پیرامون شب قدر آمده است : شب تقدیر است و فصل احکام و تقدیر قضایا آنچه خواهد بودن در سال از اجال و ارزاق واقسام همه در این شب کنند و گفتند قوله " فی لیله مبارکه " هم این شب است و ...
سخن در باب لیله القدر ( شب قدر ) بسیار است و در کتب تفاسیر درباره کیفیت و نزول رحمت و برکت در این شب استثنایی احادیث و روایات بسیار قابل تاملی ذکر شده است واما در نگاه شاعران سخن سنج مسلمان که میراث داران و پاسداران حریم فرهنگ و معارف عالیه اسلامی هستند ، حکایت شب قدر حکایتی بس شگفت و تفکر برانگیزی است .
حکایتی که با زبان عرفان و تعابیر رمزگونه ، مخاطب را به این شب بزرگ و اسرار آمیز رهنمون می کند
التماس دعا
فلسفه روزه درماه مبارک رمضان

روزه يکي از احکام انسان ساز اسلام است، که آگاهي از همه فوايد و پي بردن به فلسفه کامل آن همچون ساير احکام الهي براي انسان عادي ممکن نيست، دانش محدود بشر نميتواند راهگشاي همه اسرار نهفته باشد و انديشه را به پاسخ همه مجهولات رهنمون شود، شايد روزي دانش انسان به حدي از کمال برسد که دريچه تازياي بر روي بشر بگشايد و حکمتها و دستورات اسلام را باز شناسد..... .
رمضان از اسماء الله است
هشام بن سالم نقل روايت مى نمايد و مى گويد: ما هشت نفر از رجال در محضر حضرت ابى جعفر امام باقر (عليهما السلام) بوديم، پس سخن از رمضان به ميان آورديم.
فقال عليه السلام: لا تقولوا هذا رمضان، و لا ذهب رمضان و لا جاء رمضان، فان رمضان اسم من اسماء الله عز و جل لا يجيى و لا يذهب و انما يجيىء و يذهب الزائل و لكن قولوا شهر رمضان فالشهر المضاف الى الاسم و الاسم اسم الله و هو الشهر الذى انزل فيه القرآن، جعله الله تعالى مثلا و عيدا و كقوله تعالى فى عيسى بن مريم (عليهما السلام) و جعلناه مثلا لبنى اسرائيل.
امام عليه السلام فرمود: نگوئيد اين است رمضان، و نگوئيد رمضان رفت و يا آمد، زيرا رمضان نامى از اسماء الله است كه نمى رود و نمى آيد كه شىء زائل و نابود شدنى مى رود و مى آيد، بلكه بگوئيد ماه رمضان، پس ماه را اضافه كنيد در تلفظ به اسم، كه اسم اسم الله مى باشد، و ماه رمضان ماهى است، كه قرآن در او نازل شده است، و خداوند آن را مثل و عيد قرار داده است همچنانكه پروردگار بزرگ عيسى بن مريم (سلام الله عليهما) را براى بنى اسرائيل مثل قرار داده است، و از حضرت على بن ابى طالب (عليه السلام) روايتشده كه حضرت فرمود: «لا تقولوا رمضان و لكن قولوا شهر رمضان فانكم لا تدرون ما رمضان» شما به راستى نمى دانيد كه رمضان چيست (و چه فضائلى در او نهفته است)
واژه رمضان و معناى اصطلاحى آن
رمضان از مصدر «رمض» به معناى شدت گرما، و تابش آفتاب بر رمل... معنا شده است، انتخاب چنين واژهاى براستى از دقت نظر و لطافتخاصى برخوردار است. چرا كه سخن از گداخته شدن است، و شايد به تعبيرى دگرگون شدن در زير آفتاب گرم و سوزان نفس و تحمل ضربات بى امانش،زيرا كه رمضان ماه تحمل شدائد و عطش مى باشد، عطشى ناشى از آفتاب سوزان يا گرماى شديد روزهاى طولانى تابستان.
ادامه مطلب

مراسم جشن "سیزده به در" در ايران باستان
یکی دیگر از آیین های نوروزی، آیین سیزده به در است. روز سیزدهم فروردین ماه، یعنی سیزدهمین روز نوروز را، "سیزده به در" می گویند و از مجموعه جشن هایی است که سر آغاز آن چهار شنبه سوری بوده، با نوروز به اوج خود می رسد و از آنجا که نوروز باید در جایی به اتمام برسد، در سیزدهم فروردین این جشن ها به پایان می رسند.
در ادبیات کهن ایران زمین، اعداد و ارقام دارای مفاهیم خاصی بوده اند که این مفاهیم هنوز در میان سنت های به جای مانده از آن زمان به چشم می خورند. اعداد سه، هفت و سیزده و بسیاری اعداد دیگر در ایران باستان مفاهیمی پیچیده از تأثیرات نجومی و پدیده های جاری در قرن ها و دوره ها به دنبال داشته اند. تأثیر این اعداد بر روی سنت های کهن ایران به حدی بوده است که جلوه برونی آن در هفت سین، هفت خوان رستم، هفت شهر عشق، هفت اورنگ و سیزده به در به طور روشن نمایان است.
سیزده به در یکی از سنت های رایج ایرانی است که از قدمتی بسیار برخوردار است. این سنت با فراگیری خود در کل پیکره اجتماعی ایران یک اسطوره معنایی در سطح وسیع اجتماعی به وجود آورده است.
در زمینه پیدایش نام "سیزده به در" در میان آثار به جای مانده از گذشتگان اتفاق نظر محسوسی به چشم نمی خورد، ولی باید اذعان داشت که روز"سیزده به در" دارای جایگاه خاص تاریخی در میان اهالی ایران زمین بوده است. تا آنجا که در زمینه تبار شناسی"سیزده به در" باید به اساطیر قدیمی بر جای مانده در ایران رجوع کرد.
در اساطیر ایران، عمر جهان هستی دوازده هزار سال آمده است و پس از این دوره جهان بسته می شود و انسانهایی که وظیفه آنها در جهان هستی، جنگ علیه اهریمن است با سپری شدن این دوازده هزار سال و ظهور سوشیانس، ناجی موعود، سرانجام به پیروزی و ظفر میرسند و در هزاره سیزدهم تحت راهنمایی سوشیانس در بهشت به زندگی خود ادامه می دهند.
به نظر می رسد عدد دوازده از بروج دوازده گانه گرفته شده باشد، که آگاهی نسبت به آنها می تواند نشان از وسعت دانش ایرانیان در آن زمان به علم ستاره شناسی داشته باشد.
به این ترتیب، در تقویم ایرانی، نخستین دوازده روز سال، "جشن زایش انسانها" ، تمثیلی از دوازده هزار سال زندگی و نبرد با اهریمن است و روز سیزدهم تمثیلی از هزاره سیزدهم و آغاز رهایش از جهان مادی است. به همین دلیل نیز، روز سیزدهم که در واقع نمادی از زندگی انسان در پردیس است، متعلق به ستاره باران انگاشته می شد، زیرا نزول باران بهاری باعث سرسبزی و طراوت زمین شده و نمایه ای از بهشت را به وجود می آورد. این اعتقاد در ایران باستان موجب می شد، سیزدهم نوروز، روز ویژه طلب باران بهاری برای کشتزارهای نومید، انگاشته شود.
رسوم این روز در ایران باستان متنوع است. در این روز، از دیر باز مردم ایران به دشت و صحرا می روند تا با شکست دیو خشکسالی، گوسفندی برای فرشته باران قربانی و بریان کنند تا این فرشته کشت های نومید را از باران سیراب کند. و یا رسم بوده است که سبزه سفره هفت سین را به نخستین رودی که از روستا یا شهر می گذشت بسپارند تا با پیوستن به مزارع و کشتزار ها به آنها رونق و برکت بخشد.
در تهران قدیم در روز سیزده به در، مردم نسبت به طبخ و مصرف دمی یا دمپختک باقالا که غذای اصلی محسوب می شد و سپس بلغور یا آش رشته اقدام می کردند. حبوبات و سبزیجات آش و بلغور در خانه پخته می شد و تنها در دشت و باغ، آب و رشته آن افزوده می شد. اما مرسوم بود که از قابلمه بزرگ آش رشته، حتی شده به اندازه یک پیش دستی یا نعلبکی به اطرافیان بخشیده می شد. زیرا معتقد بودند که ممکن است در آن میان، پسری نا بالغ، زنی حامله یا طفلی باشد که هوس کرده باشد. خوردن کاهو سکنجبین و چاقاله بادام از رسومات عصر سیزده به در است.
در ایران کنونی، در این روز همه خانواده ها به گردشگاههای خارج از شهر می روند و به گردش در گلزارهای زیبا و باغ ها می پردازند. کودکان و نوجوانان نیز با هم به بازی و ورزش های دسته جمعی می پردازند.
در این روز پسرها و دخترهای جوان به امید برآورده شدن آرزوها و یا یافتن همسری مناسب سبزه ها را گره می زنند. اعتقاد بر این است که وقتی گره سبزه ها باز شوند تمامی مشکلات حل می شوند و آنها به آرزوی خود می رسند. مرسوم است که هنگام گره زدن سبزه دخترها چنین زمزمه کنند: "سیزده به در، سال دگر، بچه بقل، خونه شوهر". در پایان روز، سبزه را به دور می اندازند، زیرا معتقدند که این سبزه تمامی دردها و بیماریها را در خود جمع نموده است. بنابراین دست زدن به سبزه دیگران موجب انتقال این مشکلات به فرد دیگری می شود.
در این روز از هر گوشه دشت و صحرا، صدای ساز و آواز مردان و زنان به گوش می رسد. همه شادی و پایکوبی می کنند و آنان که صدای خوشی دارند به آواز خواندن می پردازند.
مآخذ و مراجع:
گاهشماري و جشن هاي ايران باستان، نوشته و پژوهش هاشم رضي
زندگي ايرانيان در خلال روزگاران، مرتضا راوندي
تاريخ و فرهنگ ايران، دكتر محمد محمدي ملايري
آثارالباقيه ، ابوريحان بيروني
التفهيم ، ابوريحان بيروني
مراسم “مير نوروزي”، مجلة ميراث فرهنگي، بهار 1381 دكتر رحمت مهراز
فرهنگ نوروز خواني در گيلان
مورخ معروف الكساندر خوتسكو - Alexander Choodzko ایران شناس روسی و كتاب او تحت عنوان Specimens of the Popular Poetry of Persiaكه در آن نوروزی یا نوروزخانی گیلان جمع آوری شده نكاتی كه در مطالعه و بررسی نوروزیها باید مورد توجه قرار گیرند به اضافه چند بیتی از یك نوروزی كه خواندن آن در روستاهای بین رشت و كوچصفهان مرسوم است
نوروزی» یا «نوروزی خوانی» در گیلان نخستینبار در یكصدوسیو پنجسال پیش توسط الكساندر خوتسكو Alexander Choodzko ایرانشناس روسی گردآوری شده استخوتسكو كه مدت یازده سال در ایران و از جمله در ایالات شمالی ایران اقامت داشت، مطالعات ارزندهیی در زمینههای زبانشناسی ایران و بخصوص گویشهای گیلكی، طالشی و مازندرانی انجام داد. حاصل این تحقیقات كتابی است پر حجم تحت عنوان
Specimens of the Popular Poetry of Persia
كه بسال ۱۸۴۲ میلادی در لندن بطبع رسید. این كتاب شامل اطلاعات كلی دربارهی صفحات شمالی ایران و مردم آن مرز و بوم و حوزهی رواج گیلكی و مباحث عمومی پیرامون لهجههای سواحل جنوبی دریای خزر و متن اشعار محلی و داستانهایی به این گویشهاست.
یكی از تصنیفهای «نوروزی» كتاب خوتسكو را آقای یحیی ذكاء در سال ۱۳۳۷ شمسی در مجله موسیقی آورده است. كتاب خوتسكو بعداُ مورد استفاده ایرانشناسان، بخصوص یكی از هموطنان زبانشناس وی بنام I.N.Beresine ، استاد دانشگاه غازان، قرار گرفت. برزین در فاصله سالهای ۴۵-۱۸۴۲، به مدت سه سال، در ایران اقامت داشت و درباره لهجههای سواحل جنوبی خزر شخصاُ مطالعه و تحقیق نمود. وی نخستین كسی است كه برای «گیلگی» دستور و قواعد زبان نوشته است. كتاب برزین در سه بخش زیر عنوان Recherches sur Ies Dialectes Persans بسال ۱۸۵۳ میلادی در شهر غازان انتشار یافت.مؤلف در بخش دوم كتاب، چند ترانه محلی طالشی و تعدادی ترجمهی تصنیف گیلكی را هم به نقل از كتاب خوتسكو آورده است.
با وجود تحولات اجتماعی این عصر و تأثیر تكنولوژی در زندگی مردم شهر وروستا خوشبختانه هنوز هم در گوشه و كنار گیلان زمین «نوروزی» خوانها با نغمهها و تصنیفهای دلنشین خود چند هفته قبل از موسم بهار مژده طلیعهی نوروز، این جشن كهن و ملی، را به"گیله مردان" و"گالشها"میدهند. این ترانهها معمولاُ توسط دو یا چند تن از جوانان در كوچهها و محلات شهر و یا در كنار خانههای روستائی اجرا میشود. الكساندر خوتسكو، در كتاب خود، به این موضوع اشاره میكند كه: «در ایران كنونی بچهها آواز «نوروزیه» را در جلوی خانهها برای تبریك سال نو میخوانند».
برای مطالعه وبررسی این نوروزیها توجه به نكات زیر شاید ضرورت داشته باشد.
-1اشعار «نوروز و نوسال» در گیلان اكثراُ بطور ملمع فارسی-گیلكی گفته شدهاند.
-2بیشتر كلمات و واژهها و حتی ترجیعبندهای نوروزی به فارسی است.
-3این نغمهها كه با آهنگ خاص نوروزی، گاهی به شكل ترانه و گاه بصورت گوشههایی از آواز یا دستگاه
موسیقی اجرا میشوند، در سراسر خطهی گیلان تقریباُ یكنواخت و همآهنگ بنظر میرسند. نوعی از عناصر مقدس ملی و باستانی ایران مانند نور، مهر، خاك، زمین، باد، مظاهر طبیعت و غیره با پارهیی از مسائل اعتقادی شیعه مانند توجه امامان، آمیختگی خاص پیدا كرده است.
4 آداب و سنتی كه در گذشته رواج داشت و اكنون كمتر بچشم میخورد یا به كلی از بین رفته است مانند عیدی دادن
نارنج یا شكوفهی (بهار) نارنج در مراسم نوروز
-6 بر طبق پارهیی از اخبار و روایات شیعه،«نوروز» عجم مقارن با حدوث بعضی وقایع مبارك اسلامی و ایام مسعود مذهبی است كه بعدها جزء اعیاد دینی شیعیان بشمار آمدند. مانند تقارن نوروز (النیروز) با مبعث پیامبر اسلام(ص) و واقعه غدیر خم در سال دهم هجری از اینرو، ك مجال بحث بیشتر در اینجا جایز نیست، شیعه به نوروز جنبههای تقدس میدهد و حتی از قول ائمه(ع) اخباری در بزرگداشت نوروز و انجام اعمال مخصوص این روز روایت شده است. بنظر نگارنده جمعآوری و بررسی این «نوروزی»ها از جهات مختلف ملی، مذهبی، اجتماعی و غیره نه تنها فرهنگ فولكلوریك گیلان را غنیتر خواهد ساخت بلكه در روشن نمودن بعضی از ویژگیهای جامعه گیلك در دورههای پیشین نیز، مؤثر خواهد بود. برای انجام این مقصود نمیتوان از همكاری مستمر افراد مطلع و علاقمند گیلان و همچنین مؤسسات علمی مربوط به مطالعات فرهنگی و اجتماعی كشور بینیاز بود. در خاتمه چند بیت از یك «نوروزی» را كه تا همین چهد سال پیش در روستاهای بین رشت و كوچصفهان جعفرآباد، علیسرا، شكارسرا، گورابسرا، میشاوندان، خوناچاه، فشكهچاه، پركاده، دافچاه و ….) خوانده میشد در اینجا نقل میكنیم
بیا خانه خدا با عز و شوكت
ترا اقبال باشد مال و دولت
كنی قبر رضا را تو زیارت
سوی مكه شوی با استطاعت سلام از من، سلامت از خداوند
بیاد ام لیلی شاد ما كن
ز عباس و ز اكبر یاد ما كن
بزن شانه به زلف اكبر من
بیا ای ام لیلی در بر من
سلام از من، سلامت از خداوند
تاریخچه جشن " چهارشنبه سوری" در ایران باستان
آخرین چهارشنبه قبل از حلول سال جدید را چهارشنبه سوری می گویند، که البته شب آن، یعنی غروب سه شنبه مهم است نه خود چهار شنبه. جشن چهارشنبه سوری یکی از مراسم بسیار جذاب و مفرح ما ایرانیان به شمار می آید. این جشن در قبل از تهاجم اعراب در بین نیاکان ما به جشن سوری مرسوم بود. سور به معنی سرخ می باشد و چون این جشن با برپا کردن آتش همراه است به این نام مرسوم گردید. آتش در بین ما ایرانیان مظهر نابودی تاریکی و سیاهی است. این دو واژه همان پلیدی و اهریمن هستند و روشنایی آتش پاکیزگی، طراوت، زندگی و سلامتی، سازندگی و پیشرفت را به همراه دارد. همچنین با کمک آتش و نور که سمبل های خوبی هستند افراد امیدوارند که راه خود را در آخرین شبهای تاریک سال پیدا کنند و به روزهای آغازین بهار برسند.
مراسم شب چهارشنبه سوری بطور اجمالی
همه کار به این منظور است که در این شب خوشی بیاید و غم برود.
جالب ترین و مرسوم ترین مراسم این شب برپاکردن آتش با بته و خار در سر گذرها، بر سر بامها و یا در حیاط خانه ها می باشد. افراد شرکت کننده در کنار آتش جمع می شوند و همراه با رقص و آواز یک به یک از روی آتش می پرند و جمله "سرخی تو از من، زردی من از تو" را تکرار می کنند، به این معنی که سرخی و تازگی و روشنایی آتش از آن من و زردی و مریضی و بدی من نیز از آن آتش، تا در آتش بسوزد و پاک شود. وقتی آتش سوخته و تمام شد، اگر در خانه مراسم انجام شده باشد، خاکسترها را جاروب نموده و جمع می کنند و می دهند یک نفر از خانه بیرون ببرد. در این موقع همه اهل خانه جمع شده، می پرسند: "کجا می روی؟"، می گوید: "کوچه". میپرسند: "چی چی می بری؟" می گوید: "درد و بلای اهل خانه". این شخص با خاکسترها بیرون می رود و در را بروی او می بندند. پس از آنکه خاکسترها را بیرون ریخت بر می گردد و در می زند. اهل خانه با هم می پرسند: "کی هستی؟"، می گوید: "منم". می پرسند: "از کجا آمده ای؟"، می گوید: "از عروسی". می پرسند: "چی چی آوردی؟" می گوید: "تندرستی".
مقارن غروب قبل از تشریفات جهیدن از روی آتش و گاهی هم بعد از آن باید کوزه ای شکسته شود. این رسم به این شکل انجام می شد که در یک کوزه کمی زغال (نشان سیاه بختی) و اندکی نمک (نشان شوری چشم) و یک سکه کم ارزش می گذاشتند و بعد از کمی رقص و دست به دست گرداندن این کوزه، نفر آخر آن را سر بام می برد و از آن بالا به پایین می انداخت. کوزه ای که شکسته می شد باید کهنه ترین کوزه ها باشد زیرا آن کوزه حامل غمهاست. خلاصه چون می شکست اهل خانه یک صدا می پرسیدند: "چه بود شکستی؟"، می گفت: "قضا - بلا". می گویند: "توی آن چه بود؟"، جواب می دهد: "توی آن غم و غصه".
دیگر سنت این زمان فال گوش است. بعد از جستن از روی آتش و شکستن کوزه قضا و بلا، فال گوش ایستادن شروع می شود. بعضی عقیده دارند که اگر شب چهار شنبه سوری فال بگیرند فالشان درست در می آید. از این رو به ویژه در گذشته ها اگر کسانی می خواستند فال بگیرند، سر چهار راه به نحوی که کسی آنها را نبیند در تاریکی و یا دالان خانه رو به قبله می ایستادند و به گفت و گوی عابرین گوش می دادند. اگر عابرین سخنانی امید بخش در مورد عقد، عروسی، معامله ای سود دار، خبر خوشی که شنیده اند و یا مژده ای که داده اند، بیان می کردند، به فال نیک گرفته می شد و نوید آن بود که سالی نیکو و پر از شادی و سرور در پیش است و اگر بر عکس از اختلاف، نزاع، مرگ، ضرر، ناخوشی و خبر های ناگوار گفت و گو می شد نشان این بود که سال نو سال نیکویی برای فال گیرنده است. رهگذران هم چون می دانند شب چهارشنبه سوری است سر چهار راهها مواظب هستند حرفهای امید بخش بزنند. دربعضی اوقات نیز زنان کاسه ای را بر می داشتند و به خانه این و آن می رفتند و با پول یا فلز یا شئ به کاسه می زدند که صدای تصادم شئ و کاسه شنیده شود و صاحبخانه با خبر گردد و بیاید دم در. وقتی صاحبخانه می آمد و آنها را می دید حرفی رد و بدل نمی شد. اگر صاحبخانه می رفت و برایشان شیرینی و آجیل می آورد نشان خیر و برکت بود و اگر نه بر عکس.
این عقیده نیز وجود دارد که ارواح گذشتگان افراد، در این روز دوستان و یاران خود را نظاره می کنند. بسیاری از مردم خصوصاً بچه های خود را در لباسی مخفی می کنند و در حالیکه با قاشق به ظرفی می زنند به در خانه ها می روند و مردم برای رفع بلا چیزی به آنها مژدگانی می دهند، به این سنت " قاشق زنی" می گویند . مردم برای اینکه آرزوهایشان به حقیقت بپیوندند به آنها انواع غذاها می دهند، بعضی از این هدایای مردم عبارتند است: سوپ، آجیل، میوه، پسته، مغز بادام، فندق، انجیر و کشمش.
بعضی ها برای اینکه گره از کار فرو بسته آنها گشوده شود، گوشه دستمال یا چهار قد یا چادر یا پیراهن خود را گره می زدند و می رفتند سر گذر در یک جای خلوت در تاریکی می ایستادند اولین کسی که از آنجا عبور می کرد خواه زن باشد خواه مرد یا بچه گره را جلو او می بردند بی آنکه حرفی دیگر بزنند می گفتند: "گره از کارم باز کن"، به کسی که این پیشنهاد شده واجب بود که گره را باز کند و برود. این گره گشایی به وسیله قفل هم ممکن است. در آن صورت باید گفت "کار بسته ام را باز کن ".
برای اینکه کارها خوب شود و زندگی رونق گیرد و مخصوصاً دخترهای دم بخت سفید بخت شوند اعتقاد بر این بود که باید شب چهارشنبه سوری وقتی که هوا کاملاً تاریک شده رفت به دکان عطاری، که اگر دکان رو به قبله باشد بهتر است. آن وقت باید یک پول به عطار نشان داد و گفت: "کندروشا برای کار گشا". البته عطار از جایش حرکت می کند که کندروشا بدهد، همین که عطار رویش را برگرداند باید فرار کرد. بعد به همین ترتیب باید از دکان دیگر "خوشبو" بخواهند باز فرار کنند. بعد از دکان سوم که حتماً باید رو به قبله باشد باید اسپند و کندر بخرند و ببرند به خانه با تشریفات لازم دود کنند تا از چشم بد در امان باشند و کار بسته شان باز شود.
رسم دیگر این بود که باید هفت دانه پنجاه دیناری برداشت و از هفت دکان عطاری رو به قبله اسپند و کندر خرید و همه را مخلوط کرد و در یک کیسه ریخت و به دیوار رو به قبله آویزان کرد. شب، همین که تشریفات دیگر تمام شد موقع چراغ روشن کردن از آن اسپند یک مشت در آتش باید ریخت. این کار باید به دست بزرگترین خانمی که در خانه هست، از نظر سن، انجام گیرد. او باید بچه ها را یکی یکی از میان دود اسپند بگذراند. قبل از ریختن اسپند در آتش باید آنرا دور سر همه اهل خانه گردانده و این ورد را بخواند: "اسپند اسپند دانه اسپند سی و سه دانه بترکد چشم حسود بیگانه. همسایه دست راستی، همسایه دست چپی، همسایه روبرو، همسایه پشت سر ... "
زنان شیراز در سابق عقیده داشتند که در شب چهار شنبه سوری باید حتماً به سعدیه رفت و در آب سعدیه آب تنی کرد. پیر زنانِ با نشاط قدیمی شیراز، در شب چهارشنبه سوری بزک نموده و مجلس عیشی رو به راه می کردند. در این مجلس از ترانه های قدیمی خوانده می شد و دایره نیز می زدند و همه ابراز سرور می کردند.
پس از ختم این تشریفات اهل خانواده گرد هم جمع می شوند وبه خوردن آجیل مشکل گشا شامل هفت نوع خشکبار و شیرینی می پردازند و به شادی و تفنن مشغول می گردند.
در پایان نیز، پس از خوردن آجیل اهل خانه دور هم می نشینند و فال می گیرند. فال با حافظ یکی از فال های شب چهار شنبه سوری است ولی بهتر آن است که با "بولونی" فال گرفته شود. در همه خانه ها از این شیشه ها یا کوزه های دهان گشاد که بولونی نامیده می شود هست. زن ها و دختر ها و بچه ها جمع می شوند، یک بولونی وسط می گذارند همه کسانی که در فال گرفتن شرکت کرده اند یک چیزی در آن می اندازند. یکی شانه سرش را، یکی انگشترش را، یکی گوشواره اش را، یکی دست بند و غیره. آن وقت به عده فال گیرها کاغذ چهار گوش درست می کنند و در بولونی می اندازند. یکی از دو بچه کوچک، که در دو طرف میز می نشانند، اشیایی را که توی کوزه است و دیگری یکی از آن کاغذ ها را بیرون می آورد. چیزی که در کاغذ نوشته شده فال خوشبختی
صاحب آن نشانی است.
منابع
تا تاریخ و فرهنگ ايران، دكتر محمد محمدي ملايري
آثارالباقيه ، ابوريحان بيروني
التفهيم ، ابوريحان بيروني
گاهشماري و جشن هاي ايران باستان، نوشته و پژوهش هاشم رضي
فرهنگ نام هاي اوستا، هاشم رضي
مير نوروزي”مجلة ميراث فرهنگي، بهار 1381 دكتر رحمت مهراز
دنیای عاشقانه وعاطفی كودكان درعید نوروز
در هر كشور ی و هر فرهنگی آداب و رسوم و سنت هایی با قدمت تاریخی دارد كه از نسلی به نسل دیگر انتقال یافته است. این آداب و سنن بسیار معنا دارند و به بیانی وجه مشترك افراد یك مرز و بوم را تشكیل می دهند. بخشی از این سنت ها هویت ملی یك قوماند و به وسیله آن در دنیا شناخته می شوند. بسیاری از اعیاد ملی و مذهبی ما با آداب و رسوم خاصی برگزار می شوند. هر كدام از این مراسم و رفتارهای مرتبط با آن فلسفه خاصی دارند. برپایی این سنت ها با تشریفات، جشن ها و آیین های مربوط به خود برای كودكان نیز لذت بخش و خاطرهساز است. به یاد آوردن لحظه های خوب و به یاد ماندنی همواره باعث تقویت و زنده شدن آن خاطرات می شود و به انسان شادی و نشاط می بخشد. انسان هایی كه خاطراتی مطلوب از دوران كودكی دارند، اصولاً افرادی سازگارتر و به لحاظ روانی سالم ترند. بهعلاوه همیشه از داشتن آن خاطرات و مرور ذهنی آنها انبساط خاطر پیدا می كنند. برعكس كسانی كه خاطرات بدی از دوران كودكی دارند، همیشه آنچه به ذهنشان خطور می كند، نامطلوب و نازیباست. آنها دچار حالاتی از قبیل خشم، تنفر و عصیان می شوند. یكی از خاطرات خوب و مثبتی كه كودكان می توانند همیشه در ذهن داشته باشند، مراسم عید نوروز است. عطر شكوفهها و گل های بنفشه، جیك جیك پرندگان، سفره هفت سین با عطر سنبل و زیبایی تخم مرغ های رنگ شده، رفتن به خانه مادربزرگ و پدربزرگ و عیدی گرفتن از دست آنها و بسیاری از آداب دیگر رنگ تازهای به زندگی كودك می دهد. این قبیل مراسم نه تنها خاطرهای خوش در حافظه كودك برجا می گذارد، بلكه در رشد عاطفی و اجتماعی او تأثیر بسزایی دارد. كودكان را تشویق كنیم تا در دید و بازدیدهای عید شركت فعال داشته باشند. همچنین به نوجوانان كه بعضاً از همراه بودن با والدین و پرداختن به دید و بازدید خودداری می كنند، بایستی این آموزش داده شود كه برای این گونه مراسم حتماً وقت بگذارند؛ به دیدن بزرگترها بروند و با احترام و ادب عید را به آنها تبریك بگویند. دست بزرگترها را ببوسند و چنانچه عیدی دریافت كردند قدردانی و تشكر كنند. والدین بهتر است سعی كنند تمام آداب و رسوم این عید ملی را به جا آورند و همراه با چیدن هفت سین سفره عید، برای یكدیگر هفت سین خوشبختی آرزو كنند كه عبارت است از <<سلامتی، سرافرازی، سربلندی، سرور، سَروَری، سعادت و سبزبختی>>به جا آوردن این سنت ها بر استحكام پیوند افراد با یكدیگر می افزاید. جشن های ملی، شادی های ملی و این كه همه با یك هدف خوشحالاند، ارتباط افراد با یكدیگر را عمیق تر و وسیع تر می كنند. معمولاً در چنین ایامی اعضای خانوادهها دور هم جمع می شوند؛ حتی اگر در مكان هایی با فاصله زیاد از یكدیگر زندگی كنند، از این فرصت استفاده می كنند و به دیدار هم می روند و چند روزی را با یكدیگر می گذرانند. همین دور هم جمع شدن، برای یكدیگر ارزش قائل شدن و به بزرگترها احترام گذاشتن از مسائل مهم برای كودكان محسوب می شود. آنها ضمن این كه از این فضای گرم، صمیمی و شاد خانوادگی لذت می برند، به این معنای مهم در زندگی می رسند كه افراد برای یكدیگر ارزش دارند و این ارزش ها را بایستی حفظ كرد. آنها می آموزند كه برای بزرگترها احترام ویژهای قائل شوند، زیرا می بینند كه والدینشان نیز این گونه عمل می كنند. بسیاری از مسائل تربیتی را می شود به صورت غیرمستقیم و به طور عملی توسط همین آداب و رسوم آموزش داد. امروزه بسیاری از خانوادهها از این كه فرزندانشان به لحاظ فرهنگی از آنها فاصله گرفته اند شكایت دارند. گرچه لازم است كه در پارهای موارد، پدر و مادرها خود را به فرهنگ فرزندان نزدیك كنند تا بتوانند آنها را درك كنند و هم صحبت و راهنمای خوبی برای آنها باشند؛ اما بایستی به طور غیرمستقیم بچهها را نیز به فرهنگ والدین و نیز به فرهنگ ملی خود نزدیك كرد. اجرای مراسم گوناگون، برگزاری هرچه باشكوهتر آنها و اهمیت دادن به فلسفه وجودی سنت ها و رسوم به ما این امكان را می دهد كه بتوانیم نقش خاص و مهم این آداب را در زندگی برای فرزندانمان روشن كنیم. با چیدن هفت سین سفره عید، برای یكدیگر هفت سین خوشبختی آرزو كنند كه عبارت است از سلامتی، سرافرازی، سربلندی، سرور، سروری، سعادت و سبزبختی. معمولاً پیش از شروع برگزاری چنین جشن ها و مراسمی، صحبت از افراد مستمند و مستحقی به میان می آید كه نمی توانند از عهده مسائل مالی این رسوم و به طور كلی یك زندگی معمولی برآیند. شركت در جشن هایی كه هدف از آنها كمك به افراد مستحق است مثلاً «جشن عاطفهها» فرصت مناسبی است تا اهمیت و ضرورت كمك به دیگران را برای بچهها توضیح دهیم. لازم است آنها را با خود به جشن ببریم كه از نزدیك مراسم را ببینند. شركت فرزندان در چنین مجالسی باعث رشد عاطفی و اجتماعی آنها می شود؛ این كه به غیر از خود به دیگران هم بیندیشند و روحیه تعاون و همكاری پیدا كنند. به علاوه آنها با این روش، نسبت به خداوند به خاطر نعمت هایی كه به آنها عطا فرموده قدرشناس تر و سپاسگزارتر خواهند شد. حفظ آداب و رسوم برای سلامت روانی و رشد فردی و اجتماعی فرزندان ضروری است؛ به اضافه این كه از این طریق ما به حفظ هویت ملی خود نیز كمك می كنیم. والدین خسته و پركار و پر مشغله ممكن است نتوانند به درستی این گونه مراسم را برگزار كنند و حتی دیده می شود كه از دید و بازدیدهای عید نوروز نیز عاجز می مانند و به علت خستگی مفرط ترجیح می دهند به مسافرت بروند یا به گونههای دیگر از شركت در این مراسم بپرهیزند. این شرایط نوعی یادگیری غلط برای فرزندان محسوب می شود و آنها را با رشد اجتماعی ناكافی و ناقص همراه می سازد؛ زیرا بخش زیادی از رشد اجتماعی فرزندان تابعی از مشاهده و شركت در مراسم جمعی است. بنابراین حفظ آداب و رسوم برای سلامت روانی و رشد فردی و اجتماعی فرزندان ضروری است؛ به اضافه این كه از این طریق ما به حفظ هویت ملی خود نیز كمك می كنیم.
عید نوروز در استان گیلان
ایرانیان از قدیمالایام در آستانه بهار و سال نو در هر گوشهای از ایران طبق سنتهای خاص خود به استقبال از تغییر طبیعت میرفتند و این رسوم تا كنون نیز كماكان حفظ شده و سرزمین گیلان هم از این قاعده مستثنی نیست. سالهای نه چندان دور نوروزخوانها از اولین روزهای ماه اسفند هر سال تا قبل از تحویل سال جدید نوروزخوانی میكردند. آنها معمولاً شب هنگام حركت میكردند و یك چراغ و یك چماق برای دیدن راه و زدن سگها همراه داشتند و در كوچهها میگشتند و به هر خانهای سر میزدند، شعر میخواندند و شیرین زبانی می كردند. گروه نوروزخوانها غالباً از ۳ نفر تشكیل میشد و یكی از آنها به عنوان سرخوان شعر نوروز را به این شكل میخواند: فصل بهاران آمده گل در گلستان آمده مژده دهید ای دوستان نوروز سلطان آمده آن دو نفر دیگر تكرار می كردند و یك نفرشان كوله باری هم بردوش داشت كه هدیههای مردم را در آن جمع می كرد. مردم آمدن نوروزخوانها را به خانه خوشان خوش شگون میدانند و سرانجام دعا و آرزوی سالی خوش همراه با سلامتی را برای اهل خانه بدین گونه ابراز میكردند: به حق سوره یاسین و عمران به حق حرمت آیات قرآن به حق آن تن شاه شهیدان بلا را دور از این خانه بگردان مراسم نوروزخوانی اگر چه پس از سالها رنگ باخت و جای خود را به رسومات جدید و ماشینی داد، اما هنوز تعدادی از روستاهای گیلان به همان سنت نوروزخوانی به استقبال بهار میرونداجرای نمایشها و كشتی گیله مردی از جمله آئینهای سنتی در گیلان است كه هنوز پس از گذشت سالها در بسیاری از مناطق بهویژه روستاهای این استان با شور و نشاط خاصی برگزار میشود. ▪ كشتی گیله مردی همان كشتی روستایی است كه براساس موازین پهلوانی ایرانی انجام میگیرد و از مقررات جدید پیروی نمیكند. این بازی با آداب خاصی كه ریشه در اعتقادات مذهبی دارد شروع میشود، روی به سوی قبله آوردن، نیایش خالق هستی، در جهت و جانب مرقد امام رضا(ع) گردیدن و انگشت یا دست ادب برخاك نهادن از ویژگیهای این ورزش سنتی است. مسابقات كشتی گیله مردی در جشن ها، اعیاد و اغلب پس از ایام كشاورزی در مناطق مختلف استان گیلان برگزار میشود. ▪ لافند بازی این ورزش به نام های مختلف سن بازی، داربازی، ریسمان بازی، لافند بازی و بند بازی در ایران رواج داشته است. نقش های ایفاگر در این ورزش عبارتند از: بند باز یا پهلوان، یالانچی یا شیطانك كه وردست پهلوان است، سرناچی دهل زن یا نقاره زن در این بازی كه به هنگام جشنهای مختلف و با دعوت اهالی برگزار میشود. پهلوان با ذكر دعا به درگاه خداوند، بالای دار میرود و با چوبی كه به منظور حفظ تعادل خویش در دست میگیرد از روی طناب رد میشود. در همین موقع یالانچی یا شیطانك با حركات خنده آور خود مردم را سرگرم میكند و نوازندگان سرنا و نقاره به نواختن آهنگهای محلی شاد و هیجان انگیز می پردازند. لافند بازی در روستاهای جلگه ای گیلان طرفداران فراوانی دارد. ▪ ورزا جنگ ورزا به گویشهای محلی گیلان به گاونر گفته میشود البته گاونری كه برای جنگ استفاده میشود از ویژگیهای خاصی برخوردار است. نمایش ورزا جنگ عمدتاً در نواحی جلگهای گیلان در شهرستانهای فومن، انزلی، صومعه سرا، رشت، لاهیجان، سیاهكل و رودسر انجام میگیرد. در هنگام جنگ پس از آمادگیهای اولیه، گاوهای نر را برای نبرد با یكدیگر به میدان میفرستند و صاحبان آنها از مردم پول جمع میكنند، برخی برسر این بازی شرط بندی میكنند كه همین كار باعث شد تا محدودیتهایی در اجرای این نمایش فرهنگی اعمال شود. پاییز و اوایل زمستان بهترین موقع ورزا جنگ است چون در این زمان گاوها از قدرت جسمانی كافی برخوردار هستند. این نمایش محلی ریشه در باورها و اعتقادات مردم گیلان داشته و با نوع نگرش و شیوه زندگی اجداد و نیاكان ما پیوند عمیق دارد. ▪ نمایش عروس گوله این نمایش یكی از نمایشهای بسیار جالب و دوست داشتنی است كه پیش از نوروز در شهرها و روستاهای گیلان به اجرا درمیآید. نقشهای این نمایش عبارتند از: ۱) عروس( مردی كه لباس زنانه و رنگارنگ میپوشد و با آرایش سروصورت خود را به شكل عروس در میآورد( ۲ پیربابو(پیربابا( ۳ غول ۴) دایره زنگی نواز(دیاره زن( ۵ كولبارچی(كسی كه برنج و سایر هدایای مردم را نگه میدارد( ۶ دو یا سه نفر هم به عنوان سیاهی لشكر هستند كه به آنها تكل یا همراه میگویند موضوع نمایش از این قرار است كه غول و پیربابا هر دو عاشق عروس هستند و برای به چنگ آوردن او با همدیگر مبارزه میكنند، غول رقص كنان به طرف عروس میرود و پیربابا راه او را میبندد و مانع رسیدن او به عروس میشود. غول برمیگردد و به پیربابا حمله میكند و در این حمله و گیرودار حركات غیرارادی و خندهدار میكند كه مردم شادی كنند. گروه نمایش عروس گوله به همه خانهها سرمیزند و در پایان هركس به اندازه وسع خود برنج، پول و تخم مرغ به آنها میدهند. این نمایش در حال حاضر نیز در تعدادی از روستاهای گیلان رواج دارد
جشن عید نوروزایرانی ، در ایران باستان
نوروز، جشن ايرانيان از روزگاران كهن پر شكوه ترين جشن بهاری در جهان بوده است. نوروز بهارانه ای است كه روايت های تاريخ درباره پيدايش آن بسيار گوناگون است نوروز جشن شروع فروردين يا « فرودگان » است كه ياد آور اجداد و نياكان ما بود و چنان مي پنداشتند كه در پنج شب ، ارواح پاك مردگان ، برای ديدار وضع زندگي و احوال بازماندگان به زمين فرود مي آيند و در خانه و آشيانه خويش سرگرم تماشا وسركشي مي شوند . اگرخانه روشن و پاكيزه و ساكنان آن راحت وشاد باشند ، ارواح مسرور و سر افراز برمي گردند. اما درغير اينصورت ، آنان غمگين وناراحت به منزلگاه خويش باز مي گردند وتا سال آينده به انتظار مي نشينند درباره پيدايش نوروز در روايتي ديگر چنين آمده است كه نيشكر را جمشيد در اين روز يافت و مردم از كشف خاصيت آن متحير شدند . پس جمشيد دستور داد تا از ( شهد آن ) شكر ساختند و به مردم هديه دادند . از اين رو ، آن را نوروز ناميدند . همچنين روايت شده كه اهريمن ، بلای خشكسالي و قحطي را بر زمين فرو نشانيد . اما جمشيد به جنگ با اهريمن پرداخت و عاقبت او را شكست داد . آنگاه خشكسالي، قحطي ونكبت را بر روي زمين از ريشه بخشكانيد و به زمين بازگشت با بازگشت ويدرختان و هر نهال و چوب خشكي سبز شدند . پس مرد م اين روز را « نوروز » خواندند و هر كس به يمن و مباركي در تشتي جو كاشت و اين رسم سبزه نشانيدن در ايام نوروز از آن زمان به امروز باقي مانده است . در خيام نامه آمده است :چون از اميري جمشيد 421 سال گذشت ، جهان از او يكسره راست همي آمد .ايران و ايرانيان هم مطيع و مريد او شدند تا بفرمود گرمابه های بسيار ساختند و سيم و زر از معادن بر آوردند و ديبای ابريشمي بافتند كه آن روز ، روز اول « حمل » بود . پس جشني بر پا ساخته و نوروزش نام نهاد تا هر سال چو فروردين آيد ، آن روز را جشن گيرند . در ميان اقوام آريايي كه وارد ايران شدند ، جشن سال نو در اصل به دو شكل زير بوده است :
آرياييها در روزگاران باستاني دارای دو فصل گرما و سرما بودند . فصل سرما شامل دو ماه و فصل گرما شامل ده ماه مي شد . ولي پس از مدتي ، تابستان داراي هفت ماه و زمستان داراي پنج ماه شد . در هر يك از اين دو فصل جشني برگزار مي كردند كه هر دو اين جشنها را آغاز سال نو تلقي مي كردند . در جشن اول كه به هنگام آغاز فصل گرما يعني به هنگامي كه گله ها را از آغل به چمنهاي سبز و خرم مي كشانيدند و از ديدن چهره گرمابخش خورشيد شاد مي شدند. جشن دوم با شروع سرما آغاز مي شد . در اين ايام گله را به آغل باز مي گرداندند و با توشه هاي اندوخته از آنها نگهداري مي كردند . بر اساس شواهد و قرا ئن ، جشن نوروز حتي به هنگام تدوين بخش كهن اوستا نيز در آغاز بهار بر پا مي شده و شايد به نحوی كه اكنون بر ما معلوم نيست آن را در برج مزبور ثابت نگاه مي داشتندعيد نوروز شش روز متوالي دوام داشت و در اين روزها ، سلاطين بار عام مي دادند و نجبای بزرگ و اعضای خاندان خود را به ترتيب مي پذيرفتند و به حاضران عيدی مي دادند . در روز اول سال مردم زود از خواب برمي خواستند ، به كنار نهرها و قناتها و خود را مي شستند و به يكديگر آب مي پاشيدند و شيريني تعارف مي كردند . صبح قبل از آنكه كلامي گويند ، شكر يا عسل مي خورند و برای حفظ بدن از نا خوشي ها و بدبختي ها روغن به تن مي ماليدند
اما نوروز ، پس از مرگ جمشيد نيز به حيات خود ادامه داد . در معنا ، نوروز ، از هجمه ها و حمله هاي يونانيان ، اعراب ، تركها ومغول ها جان به در برد . و نوروز ثابت كرد كه مهم ترين جشن فرهنگي ميليون ها ايراني است كه در درون ايران زندگي مي كنند
هفت سین
سفرهای است که ایرانیان هنگام نوروز میآرایند. این هفت قلم سین میتوانند هر چیزی با آوای آغازین سین باشند (نمادی از سپنتا). اين سفره در دوران باستان """هفت شين""" (شهد، شکر، شيريني، شراب، شببو، شالين، شبدر) بوده است اما در پي ممنوعيت شراب در ايران در قرن 3 هجري این هفت سین بود که جاي هفت شين را گرفت، در اصل هفت شين ثابت بود اما هفت سين تقريبآ هر چيزي که از نظر مردم خوش يمين باشد و با سين شروع شود میتواند باشد. اين سفره اجزائي ديگر هم دارد مانند آينه که نماد نور و راستي است، ماهي که نماد زندگي نيک بختي است، شمع که نماينده آتش است، گل که نماد دوستي است و کتاب که نماد دانائي است.موبدان آدريان شوش در همان سال هاي اعراب هفت سين را جاي گزين هفت شين کردند که هفت سين آنها عبارت بود از سبزه: نماد خرمي و نو زيستي سرکه: جايگزين شراب و نماد شادي . ميوه درخت تاک در ايران ميوه شادي خوانده ميشد سمنو: نماد خير و برکت سیب: نماد مهر و مهرورزي سیر: نگهبان سفره در اکثر فرهنگ هاي آريائي براي سير نقش محافظت کننده از شر قائلبودند
سماق: نماد مزه زندگي سنجد: نماد حيات و بزر حيات عود که امروزه در نوروز فراوان استفاده میشود در گذشته نماد ثروت خانواده بود که عود که از هند اورده شده است بسوزانند و بقيه اسپند میسوزاندند.
امروزه بسياري در اين سفره سنبل، سکه و ... نيز در اين سفره ديده میشود که از آنجا که اين سفره ديگر جنبه مذهبي ندارد هر کس به اختيار خود در آن آزاد است. اين سفره بعضي آداب خاص نيز داشته است از جمله اين که افراد بايد با لباس آراسته بر سر سفره حاضر شده و اگر کسي اوموک (يک لنگه کفش به پا) داشت میگفتند وي تا آخر سال زندگيش لنگ ميزند
لحظه تحويل سال 1387 هجري شمسي
لحظه تحويل سال 1387 هجري شمسي به ساعت رسمي جمهوري اسلامي ايران:
ساعت 9 و 18 دقيقه و 19 ثانيه روز پنجشنبه 1 فروردين 1387 هجري شمسي
مطابق 12 ربيعالاول 1429 هجري قمريو 20 مارس 2008 ميلادي
عيد قربان مبارك باد
عید قربان درنگاه تاریخ ایرانی
عید قربان به عنوان یکی از بزرگترین اعیاد بزرگ اسلامی , در مناطق مختلف کشورمان با مراسم و آیین هایی خاص و شکوهی ویژه برگزار می شود. با دقت در نحوه برگزاری این مراسم مشاهده می شود اگرچه مردم هر ناحیه , آداب متفاوتی در این خصوص دارند ولی این مراسم در لایه های عمیق تر شبیه یکدیگر و مطابق با آیین های دیرین و کهن برگزاری عید سعید و عزیز قربان است.
ایرانیان بنا بر رسوم ویژهای که دارند از مدت ها پیش از روز عید قربان , خود را آماده جشن می کنند و مقدمات این مراسم با خرید حیوان قربانی آغاز می شود.
انتخاب حیوان برای قربانی در هر منطقه متناسب با عادت ها و عقاید ویژه همان منطقه است و حیوان قربانی با شرایط خاصی برای زمان ذبح , نگهداری , آماده و آراسته می شود.
خانه تکانی , رفت و روب , شستشو , حمام و نظافت نیز از جمله آدابی است که ایرانیان پیش از عید قربان آنها را به جا میآورند.
ایرانیان قربانی خود را در مناطق مختلفی فدیه میکنند , برخی در اماکن مقدس از جمله امامزاده ها , برخی در خانه های مسکونی و برخی دیگر در میدانهای اصلی محل زندگی به انجام این عمل معنوی میپردازند.
هنگام ذبح اشعار و ادعیه خاصی خوانده می شود و قصاب نیز اغلب شرایط و جایگاه ویژه ای دارد.
پس از قربانی بنا بر رسم رایج , گوشت قربانی برای تبرک بین مردم همان ناحیه و بویژه مستمندان توزیع می شود.
از جمله آداب دیگری که در جشن قربانی در میان ایرانیان رواج دارد بازیهای محلی و ارسال هدایا برای نوعروسان است .
قربانی کردن با نیت الهی در بین ایرانیان از ارزش و جایگاه ویژهای برخوردار است و علاوه بر بجای آوردن این سنت حسنه در عید قربان , در هنگام برآورده شدن نذرهای خود و یا بدست آوردن موفقیت های مادی در زندگی نیز با قربانی کردن حیوانی حلال گوشت و تقسیم آن بین همسایه ها و افراد فقیر , به عرض ارادت به ذات احدیت و شکر گذاری به درگاه الهی می پردازند .





