پل خشتی لنگرود
این پل روی رودخانه ای که لنگرود نام دارد و آب آن از یکی از نهرهای سفیدرود است،و از میان داخل شهر می گذرد، بناء شده است.طول این پل بالغ بر 37 متر است و عرض آن 5/4 متر و ارتفاع بلندترین نقطه پل از سطح رودخانه 70/9 سانتی متر است. که دو قسمت شهر فشکالی محله را به راه پشته متصل می سازد.این پل را شخصی به نام (حاجی آقا پرد) ساخته و بنابر روایتی پل مزبور در محل پل قدیمی بدستور حاجی آقا بزرگ منجم باشی، در زمان سلطنت فتحعلی شاه، ساخته شده است.و در کتاب (دارالمرز ولایت ،گیلان،رابینو) در مورد این پل چنین آمده است:
پل خشتی لنگرود،پلی که با آجر و ساروج ساخته شده و دارای دو دهانه فراخ برای عبور کشتی است،37 متر طول و12 متر ارتفاع دارد و مربوط به دوران صفویه است،گو آنکه بعضی به عهد تیموری نسبت می دهند ولی سندی در این باره در دست نیست.
|
لنگرود جغرافياي تاريخي لنگرود شهرستان لنگرود در استان گيلان و مابين دو شهرستان لاهيجان و رودسر قرار دارد در كتب جغرافيايي قديم مانند مسالك الممالك و معجم البلدان و حدود العالم و غيره اشارهاي دربارة اين شهر نشده و فقط كم و بيش در خصوص قصبه ملاط كه در حدود چهار كيلومتر لنگرود واقع است سخن به ميان آمده است. مؤلف تاريخ طبرستان مينويسد: «چون گرگين مقام آنجا ساخت خربندگان او به چراخور به استرآباد ميآمدند و از دينار جاري تا به ملاط كه حد طبرستان است به طول و عرض كوهها كشيده از ري و قمس تا ساحل دريا جمله معمور و ديها به يكديگر متصل بود». قصبة لنگرود در دورة سلجوقيان و خوارزمشاهيان جزئي از لاهيجان مركز ولايت بيه پيش(بيپيش) بوده و بوسيلة سلاطين محلي يعني سادات كيا اداره ميشده است. در كتاب تاريخ عالم آراي عباسي در مورد جنگ فرهاد خان سردار سپاه شاه عباس اول با خان احمد گيلاني حكمران شجاع و ادب پرور گيلان نامي از لنگرود ميبرد.. «خان احمد بعد از رفتن لشگريان از نقود و جواهر و اسباب خزاين و طلاآلات و نقرهآلات آنچه دست مكنتش به آن ميرسيد فراهم آورده به جانب لنگرود و رودسر فرستاد كه در كشتي نهاده و آماده فرار باشد. و مخدرات حرم را مصحوب كيا فريدون كه از امراي معتبر گيلان و درگاره سالار حرم بود از لاهيجان بيرون فرستاد و خود منتظر بود كه از پردة غيب چه صورت روي نمايد». شاه عباس كه مادرش از سادات مرعشي مازندران بود با اين دو ايالت يعني گيلان و مازندران علاقة وافري داشت و در هر فرصتي كه دست ميداد به اين نواحي مسافرت مينمود و گاهي هم براي شكار رنج سفر را تحمل ميكرد و به گيلان ميآمد. «چند روزي هواي سيل دريا كنار و نشاط شكار خوك در خاطر همايون جاي گرفته در جنگل گيلان محلي است كه خوك بسيار ميباشد و هميشه حكام گيلان در فصل بهار به شكار آن خوكسار رفته خوك بسيار صيد مينمايند و به شكار زنگول اشتهار دارد و في الواقع تماشاي غريبي است راغم حروف در صيدگاه در ملازمت اشرف بود و ملاحظه نمود كه حضرت اعلي ده پانزده خوك بزرگ قوي هيكل كه هريك برمثال گاوي بودند به نوك ناوك دل دوز شكار فرمودند» |
|
|
|
در دورة تسلط افاغنه، گيلان بوسيلة قواي روسيه اشغال شد ولي بعدها نادر با يك اخطار رسمي آنها را از اين ناحيه راند در زمان سلطنت نادر شاه افشار لنگه رود مورد توجه قرار گرفت و مركز نيروي دريايي شمال گرديد در كتاب جهانگشاي نادري كمترين اشارهاي به اين موضوع نشده است. سرپرسي سايكسمؤلف تاريخ ايران كه يادداشتهاي جان التون و هانوي را كه معاصر شهريار بزرگ افشار بودهاند مطالعه كرده در اين باره مينويسد: «نادرشاه اولين پادشاه ايران است كه ارزش نيروي دريايي را درك نمود و از اين حيث شايسته احترام است. درياسالار سواره(دريا بيگي) با آنكه وقتي كه به اين شغل تعيين شد هيچ كشتي نديده بود مع هذا از سياست و روية دريايي نادر شديداً پشتيباني ميكرد در ژانويه سال 1743 التون به رياست كل كشتي سازي تعيين و به لقب جمال بيك ملقب گرديد. هانوي در اين مورد ميگويد: (محرك نادر در قسمت تأسيس نيروي دريايي عشق و علاقه او در بدست گرفتن تجارت و سلطة درياي خزر بوده است). |
| |
|
منظره پل خشتي لنگرود |
|
|
التون يك داهيهاي بود او مركز ستاد خود را در لنگرود بندر لاهيجان كه داراي آب و هواي طاعوني بود تأسيس نمود و براي از بين بردن تمام مشكلات جداً مشغول به كار شد الوارها را از جنگل بريده و به ساحل رسانيد پارچههاي بادبان را از پنبه بافته طنابها را از ليف كتان درست كرد و چون در آن نواحي لنگري پيدا نميشد به تجسس و جستجوي آن پرداخت اهالي محل كه بدون دريافت مزد كار ميكردند نسبت به اين بيگاري و كار اجباري بدون اجرت سخت دشمن بودند اما التون كه فقط يك نجار انگليسي چند روسي و چند هندي در اختيار داشت يك كشتي كه بيست و سه پارو داشت به آن انداخت . حكومت روسيه فعاليتهاي دريايي ايران و نادر شاه را با نظر خصمانه مينگريست اما التون پس از قتل ارباب خود در آنجا باقي ماند تا اينكه در شورش سال 1751 كشته شد و پس از مرگ او تمامي نقشة ايجاد نيروي دريايي از بين رفت». در دورة قاجاريه به اين نواحي چندان توجهي نميشد حتي در اواخر همين دوره به علت نابساماني اوضاع داخلي لنگرود و نواحي اطراف آن صحنة پيكار و كشمشهاي گردنكشاني بود كه هريك سوداي خاني در مخيله خود ميپروراندند. ترقيات اين شهر با روي كار آمدن رضا شاه كبير آغاز ميگردد البته به علت شروع جنگ جهاني دوم مجال انجام شهر سازي با اسلوب جديد در لنگرود حاصل نگرديد ولي در سالهاي اخير بيش از پيش اين شهر با حومة آن به ترقيات و پيشرفتهاي سريعي نايل آمدهاند. |
|
|
|
محصولات اين شهرستان عبارتند از چاي و برنج و كنف و ابريشم و سيفيجات خربزهآن به علت شيريني و خوبي جنس در سراسر شمال ايران مشهور است. روستاييان در دهات و قصبات اطراف با وسايل نقليه مختلف من جمله قايق محصولات خود را به لنگرود ميآورند. اين قايقهاي كوچك كه اغلب آنها ارتفاعشان تا سطح آب از 40 سانتيمتر تجاوز نميكند به زبان محلي نو (Now) خوانده ميشود. روستاييان پس از فروش فرآوردههاي خود با خريد قند و شكر و قماش و ساير مايحتاج ضروري به روستاها باز ميگردند معمولاً روزهاي دوشنبه و چهارشنبه هنگام تشكيل بازار عمومي است كه در دهات گيلان به آن گوراب Gourab ميگويند. |
| |
|
بقعه آقا سيد حسين در لنگرود |
|
|
آنچه در اين شهر و ساير شهرهاي گيلان جلب توجه ميكند پوشش اغلب خانهها بوسيله سفال است كه آنها را از ساير شهرهاي ايران متمايز ميسازد ولي اندك اندك پوشش فلزي(شيرواني) جاي سفال را گرفته است |
موقعیت جغرافیایی لنگرود
لنگرود در طول 30ً و 10َ و 50َ و عرض 11 و 37 جغرافیایی، در ارتفاع 21 متر از سطح دریای خزر قرار دارد. این شهرستان بر روی جلگه ای سرسبز و 10 کیلومتر با دریای خزر فاصله دارد و در قسمتهای جنوبی آن کوهپایه های جنوبی آن جنگلی دیده میشود.لنگرود که یکی از شهرهای مذهبی گیلان است. در فاصله 60 کیلومتری رشت (مرکز استان) واقع شده است و از طرف شمال و غرب به شهرستان لاهیجان،از طرف شرق به دریای خزر و از طرفی به شهرستان رودسر، و از طرف جنوب به شهر املش (از شهرهای رودسر) منتهی میگردد.
لنگرود در 25 شهریور سال 1338 ه. ش از لاهیجان جدا شد و با روستاهای تابع به صورت شهرستان مستقلی درآمد.
نامگذاری لنگرود
نام لنگرود برای اولین بار در سال 512 ه. ق ذکر گردیده یعنی سال مرگ سلطان محمد بن ملکشاه سلجوقی و آزاد شدن ((فرامرز بن مردانشاه لنگرودی)) از زندان. به دو دلیل این شهر را لنگرود گفته اند:
1- اینکه لنگرود در ابتدا لنگرگاه بوده است.
2- لنگرود نام رودخانه ای است در جوار شهر که به دریای خزر می ریزد.
شاید نام رودخانه نیز به این سبب بوده است که کرجی ها می آمدند و در آن بارگیری می کردند.
جمعیت
در سال 1275 ه.ق /1230 ش.، یعنی حدود یک قرن و نیم پیش جمعیت این شهر دو هزار نفر بوده است. اما در سرشماری عمومی نفوس سال 1375 ه.ش چمعیت این شهرستان به 135922 نفر رسیده که از این تعداد 65973 نفر در شهر لنگرود زندگی می کنند.
اهالی لنگرود دارای نژاد آریایی هستند و به زبان فارسی با گویش گیلکی سخن می گویند و دینشان اسلام، و شیعه اثنی عشری، و از علاقه مندان به خاندان پیامبر گرامی اسلام می باشند
بافت قومي لنگرود
با فت قومی مردم لنگرود گیلک و به زبان گیلکی با لهجه بیهپیش تکلم میکنند. از نوشتههای تاریخی چنین استنباط میشود که زمینهای اطراف لنگرود مساعد بوده و به مرور زمان و توسعه بازرگانی در گیلان، لنگرود هم رونق یافته و در زمینههای کشاورزی خصوصاً کشت کنف از شهرهای مهم محسوب گردیده، همچنین در زمینه صنعت دارای صنایع فلزی از جمله تفنگ سازی (شکاری) بوده که به علت مرغوبیت و کیفيت، خریدران زیادی داشته است. رابینو جهانگرد معروف درخصوص لنگرود چنین مینویسد: «کنارههای رودخانه لنگرود زیباترین منظرهای است که من در ایران دیده ام». لنگرود دارای هشت محله به نامهای فشکالی محله، سوتال محله، در مسجد، کاسهگرمحله، قصابمحله، گشته مردخال، انزلیمحله و راهپشته است که هر یک دارای اعتبار خاصی است. بندر چمخاله که در شش کیلومتری لنگرود قراردارد از جاذبههای گردشگری است و همانند دیگر بنادر دارای فعالیتهای تجاری بوده که در حال حاضر بسیار محدود است. طبیعت مناسب سبب گردیده مردم لنگرود به کارهای کشاورزی علاقهمند باشند. از محصولات عمده لنگرود میتوان انواع برنج، چای، صیفیجات را نام برد. همچنین صید ماهی در این شهر رایج است. بازار هفتگی لنگرود در روزهای شنبه و چهارشنبه با استقبال فراوان برگزار میگردد.
لنگرود از ديدگاه مورخان
نام لنگرود برای نخستین بار در سال 512 هـ . ق در متون تاریخی ذکر شده است . این سال مصادف با مرگ سلطان محمد پسر ملک شاه آلب ارسلان " است . در دوره صفویان ، خصوصاً در دوره سلطنت شاه عباس اول ، شهر لنگرود مرکز حوادث مهمی بوده است . فرار احمد خان حاکم لاهیجان از لنگرود و دستگیری اعضای خانواده وی توسط " کیا فریدون " حاکم گیلان و تحویل آنها به شاه عباس ، از جمله رویدادهای مهم این دوره شهر است . نادر برای سرکوب تاتارهای شرق مازندران و توسعه تجارت و دستیابی به دریا ، لنگرود را برای ایجاد پايگاه دریایی و کارخانه کشتی سازی انتخاب کرد و در توسعه آن کوشيد . در زمان قاجار نيز لنگرود مورد توجه قرار گرفت. این شهر ، امروزه یکی از مناطق مهم استان گیلان است و در میان شهرهای شرق گیلان از موقعیت جالب توجهی برخوردار است




